PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : زبان، گویش و لهجه در فارسی



هامون
دوشنبه ۱۰ بهمن ۹۰, ۲۳:۰۹
برای اين که تعريف دقيقی از زبان انجام بگيرد. من آن را از سه نظر تعريف می *کنم. زبان به معنی اعم آن، زبان از ‏نظر زبان*شناسی و زبان از نظر گويش*شناسی.

• زبان به معنی اعم آن هر نوع نشانه يا قراردادی است که پيامی را به میان افراد يک ‏جامعه می برد، مثلن بوق اتومبيل، آژير آمبولانس، چراغ راهنمايی، زنگ اخبار، تابلوی ورود ممنوع، تابلوی توقف ‏ممنوع، و حرکات چشم و ابرو و سرو دست و غيره نوعی زبان است.

• زبان از نظر علم زبان*شناسی شامل تعداد محدودی ‏قاعده ی آوايی، معنايی و دستوری است که همراه تعداد محدودی واژه می*تواند بی *نهايت جمله بسازد و اين جمله*ها از طريق ‏دستگاه گفتار آدمی توليد می *شوند و واسطه ی ارتباط میان افراد می *گردند، مثلن در زبان فارسی، ما قاعده هایی داريم که جای فاعل، ‏مفعول و فعل در جمله کجاست، صفت و موصوف و مضاف و مضاف اليه نسبت به هم چه گونه قرار می *گيرند، يعنی اين چيز ‏که به آن می *گویيم دستور، جای حرف های اضافه، حرف های ربط، قيد و غيره کجاست، به اين قاعده ها دستور زبان گفته می *شود. ‏اين قاعده ها به کمک واژه*هايی که در زبان فارسی وجود دارد می *تواند بی *نهايت جمله بسازد. ملاحظه می *کنيد که با اين ‏تعريف چه گونه کليه ی گويش ها و لهجه*ها را هم می *توانيم زبان بناميم، اين تعريف را من برای اين گفتم که به محض اين که ‏بحث زبان و گويش و لهجه می شود، فورن همه می *پرسند که آيا مثلن کردی زبان است؟ يا لهجه؟ بلوچی زبان است ‏يا لهجه؟ اين است که من اين جا تاکيد می *کنم که طبق اين تعريف، و تنها از این دیدگاه ما به همه ی گويش ها می *توانيم زبان هم بگویيم .

• ولی زبان از نظر ‏گويش شناسی تعريف ديگری دارد. در يک محدوده ی سياسی آن چيزی که ما به آن زبان می *گویيم بايد دو ويژگی داشته ‏باشد. نخست اين که زبان رسمی يک مملکت باشد، يعنی قدرت سياسی داشته باشد. مانند زبان فارسی در ايران، و دوم اين که ‏نسبت به زبان ها و گويش های اطراف خود، زبان مادری دیگری داشته باشد. مانند زبان های ارمنی، عربی و ترکی در ايران که به ‏ترتيب از زبان هاي مادری آرمنی، سامی و اورال آلتايی گرفته شده اند. در حالی که زبان فارسی از خانواده ی زبان های ايرانی است

‏گويش ها شاخه*هایی از یک زبان واحد هستند، مثلن گویش های: فارسی، تاتی، کردی، بلوچی، مازندرانی، گيلکی و ... ‏گويش های گوناگون يک زبان ايرانی هستند که من آن را " زبان ايرانی نخستين" ناميده ام.

به انواع هر گويش، لهجه می گويند، براي مثال گویش ‏فارسی دارای لهجه*********های تهرانی، اصفهانی، شيرازی، کرمانی و غيره است و گویش گيلکی دارای لهجه*های رشتی، لاهيجانی، ‏رودسری، آستانه ای و ... و گویش کردی دارای لهجه*های مهابادی، سنندجی، کرمانشاهی، ايلامی و غيره است. گويش ها از نظر ‏آوايی، واژگانی و دستوری با هم تفاوت های بسياری دارند و فهم آن ها نياز به آموزش دارد، ولی لهجه*های هر گويش معمولن ‏تنها تفاوت های آوايی و واژگانی دارند و فهم آن ها نياز به آموزش چندانی ندارد. مثلن يک نفر اصفهانی با يک تهرانی يا ‏شيرازی به راحتی می*تواند هم صحبت شود، ولی همين فرد اصفهانی وقتی با گويشور گيلکی يا مازندرانی و يا بلوچی روبرو ‏می *شود، اگر نخواهد از فارسی که برای آنان زبان ميانجی به شمار می آيد استفاده کند، دچار مشکل می شود.

کلمان کلیدی:گویش،انواع گویش،زبان شناسی،گویش های فارسی،لهجه،انواع لهجه ها،گویش شناسی،

اوخشيا
سه شنبه ۱۱ بهمن ۹۰, ۲۲:۰۶
در ياد گيري زبان موارد ذيل تاثير گذارند
اول: اينكه بايد اواهها وصداهايي كه توليد ميشود را بشنويم تا آنها رابشناسيم
دوم :گوش دادن به به نوع زبان است واينكه بتوانيم آن را به همان شكل تلفظ كنيم
سوم : خودمان بتوانيم توليد صدا كنيم
چهارم : به ما كلمه بياموزند
پنجم : اينكه بتوانيم آنچه را فرا گرفته ايم در جملات بتوانيم استفاده كنيم

اما لهجه : همانگونه كه هامون عريز عنوان داشتند مربوط به هر قوم وقبيله خاص است كه از قواعد خاصي نيز پيروي نمي كند و در لهجه ها تغييرات به وفور يافت ميشود . همين لهجه سيستاني ما در هر گوشه از سيستان نوعي متفاوت دارد . وآنچيزي است كه از بزرگترها آموخته اند .
اما آنچه اكنون درد ناك است اينكه لهجه وزبان سيستاني كاملان رو به فراموشي است . و سير نزولي را در فراگيري و آموختن آن به فرزندان ونسل امروزي طي ميكند . بطوريكه اگر اين روند ادامه يابد در آينده اي نچندان دور لهجه سيستاني به كلي از بين خواهد رفت . در حال حاضر هم تنها در مناطق روستايي وتنها پيرمردان وپيرزنان سيستاني هستند كه ميتوان به لهجه سيستاني آنهم در حد متوسط صحبت كنند .
به راستي بايد چكار كنيم كه بتوانيم از فراموشي زبان جلو گيري كنيم . ؟؟؟

هامون
سه شنبه ۱۱ بهمن ۹۰, ۲۲:۳۳
یکی از دلایل سیرنزولی که در فراگیری زبان سیستانی وجود داردکم اهمییت دیدن این موضوع توسط برخی از همشهریان گرامی هست، به نظر من باید پدر و مادر ها ضمن اینکه به زبان رسمی کشورمون با بچه ها صحبت میکنن ،زبان مادری که از نظر اهمیت در رأس قرار داره رو فراموش نکنن و گه گاهی با بچه هاشون با زبان شیرین خودشون حرف بزنن .تا با این کار به فرزندان دلبندشون نشون بدن که در هر حال اصل و اصالتمون در کنارمون هست و جدا شدن از اون امریست محـــــــــــــــــــــال

42d3e78f26a4b20d412==