PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اشعار پرمایه...



هامون
سه شنبه ۰۹ اسفند ۹۰, ۲۰:۱۰
بسوزم

چه امید بندم به این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی

سرآمد جوانی و ما را نیامد پیام
وفایی از این زندگانی

بنام ز محنت همه روز تا شام
بگریم زه حسرت شام تا روز

تو گویی سپندم بر این آتش طور
بسوزم از این آتش آرزوسوز

بود کاندرین جمع ناآشنایان
پیامی رساند مرا آشنایی؟

شنیدم سخن ها زه مهر و وفا،لیک
ندیدم نشانی زه مهر و وفایی

چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم

چو یاری مرا نیست همدرد ،بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم

ندانم در آن چشم عابدفریبش
کمین کرده آن دشمن دل سیه کیست؟

ندانم که آن گرم و گیرا نگاهش
چنین دل شکاف و جگر سوز از چیست؟

ندانم در آن زلفکان پریشان دل
بی قرار که آرام گیرد ؟

ندانم که از بخت بد، آخر کار
لبانٍ که از آن لبان کام کیرد؟

*********************************

این چه احساسیه که منو تو مثل همیم
از همه دنیا جدا ، نه زیادیم نه کمیم
دارم حست میکنم لحظه لحظه با منی
تو تموم لحظه هام، توهوام پر می زنی
دارم حست میکنم توی بیداری و خواب
دل واسه تو میزنه بایه دنیا تب و تاب



کلمات کلیدی:دکتر شریعتی

هامون
جمعه ۲۲ اردیبهشت ۹۱, ۱۲:۰۷
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

(دكتر علی شریعتی)

هامون
یکشنبه ۰۸ مرداد ۹۱, ۱۱:۰۵
خداوندا ،اگر روزی بشر گردی ،ز حال ما خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت ،از این بودن از این بدعت

خداوندا ،نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است ،چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احســـــــــــــاس سرشار است ( دکتر شریعتی )

روزخوش
یکشنبه ۰۸ مرداد ۹۱, ۱۴:۰۱
خيلي زيباست اگه براتون امكان داره يك تاپيك تحت عنوان سخن بزرگان يا شبيه اين ايجاد كنيم.

هامون
پنجشنبه ۰۹ شهریور ۹۱, ۱۸:۲۴
مو لانا مي گه :

بشنو از ني چون حكايت مي كند
از جدايي ها شكايت مي كند
از نيستان تا مرا ببريده اند
از نفيرم مردو زن ناليده اند

امام خميني(ره) در جواب:

مشنو از ني چون حكايت مي كند
بشنو از دل چون روايت مي كند
مشنو از ني، ني نواي بينواست
بشنو از دل، دل حريم كبرياست
ني چو سوزد تل خاكستر شود
دل چو سوزد خانه دلبر شود

پسر سیستانی
جمعه ۱۰ شهریور ۹۱, ۲۰:۵۷
چو مرغ قبله نما روی دل به سوی تو باشد
همیشه چشم جهان بین به جستجوی تو باشد
مدام خاطر محزون در آرزوی تو باشد
لطافت گل بستان ز رنگ و بوی تو باشد
حیات خضر ز رشحات آب جوی تو باشد
دعای نادعلی ورد صبح گاه به صابر
ز طاق طاق دو ابروت قبله گاه به صابر
به حشر مرحمتت ماحی گناه به صابر
غبار خاک درت یا علی پناه به صابر
چرا که بسته به زنجیر تار موی تو باشد
[hr]
من آن آیت نور را می*شناسم
من آن گنج و گنجور را می*شناسم
فرح بخش رنجور را می*شناسم
ز شیرین لبان شور را می*شناسم
همان غیب مشهور را می*شناسم
ز مولود وی کعبه رشک جنان شد
مکان غبطه ساحت لامکان شد
وجودش به واجب بهین ترجمان شد
ز بودش همان غیب مطلق عیان شد
تجلی کن طور را می*شناسم
[hr]
"زد جوش به خم باده اسرار علی
آن کنزنهان گشت پدیدار علی
جام و قدح و ساغر و پیمانه بیارید
ای باده کشان زان می*سرشار علی
آن ساقی سرچشمه فیض احدیت
آن مظهر حق، واقف اسرار علی
ذات ا... و عین ا... و وجه ا... باقی
در هر دو جهان حیدر کرار علی"

42d3e78f26a4b20d412==