PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شال مرگ و زند سیستان، نیازمند نگاه ویژه مدیریتی /شال وگلیم از صنایع دستی سیستانیهاست



سیستانیهای گلستان
چهارشنبه ۳۰ بهمن ۹۲, ۱۹:۰۷
شال مرگ و زند سیستان، نیازمند نگاه ویژه مدیریتی خبرگزاری تسنیم: خروج دست بافته ارجمند سیستان از چرخه تولید نابودی و مرگ یک دست بافته، تنها نیست بلکه به حاشیه رانده شدن یک فرهنگ و سنت*های رفتاری ریشه*دار است، تداوم این دست بافته کهن و میراث معنوی هم وند با آن نیازمند نگاه ویژه مدیریتی است.
، آفرینش*های دستی و سنتی مردم گیتی هر چند ریشه در زمین فرو برده*اند و باز تاباننده پیوندهای کهن انسان و طبیعت هستند اما از آنجا که آمیخته با هنر و نقش مایه*های جان آدمی است، برگ بار به آسمان بلند رسانده*اند که راوی فصل*های زیبای مشترک همه مردم هستی هستند.

"شال" سیستان همان نام واژه آشنای گلیم در فرهنگ واژگان پارسی است و تا اندازه*ای با همان کاربردهای همسان و همه گیر، اما فراتر وآسمانی*تر و انسانی*تر...
آنچه که "شال" را از دست بافته*های همسان دیگر برمی*کشد و به فراز میراث فرهنگی بشر می*رساند پیوندهای عمیق آن با چرخه زندگی و مرگ در باور مردم سیستان است.
باوری که بسیار کهن است و دیرینگی سنت*های بافت را با شهر سوخته به 5 هزار سال پیش بازمی*گرداند و سپس در زمان جاری می*سازد.
متن*های تاریخی بازمانده از سده*های نخستین اسلامی از فرش*ها و زیلوهای ویژه سیستان و شهرهایی که پیشه مردمانش، تنها بافندگی بوده است یاد کرده*اند.
"شال" سیستان زیر اندازی بزرگ و دو پارچه است که به هم دوخته می*شود و تا 17 متر درازا و 4 متر پهنا دیده شده است.
همین شال است که در میراث فرهنگی سیستان به شال "مرگ و زند" نامور شده و اندازه*های گوناگون آن افزون برکاربری زیر اندازی برای سفره*های آردی، نانی، خوراک خوری و کیسه*های آرد وگندم، خورجین، پیش دری، کیسه لباس و... بافته می*شده است.
شال "مرگ و زند" سیستان منزلت خویش را از مناسبات زیبای انسانی بر گرفته است. مناسباتی که انسانی*ترین پیوندها را در تار و رشته خویش دارد و دست*هایی که از هستی خویش رَج رَج بر شال می*افزایند و با آفرینش نقش مایه*های زیبای خماری، شیدا، سیاه گوش، کوشَک، نعل و... دست بافته*ای مهیا می*شود که هر بار که گسترده می*شود، زوج*های جوان و شرمگینی را به حجله بخت می*فرستد.
در هر نوروز با سفره*های بزرگ هفت سین به پیشواز نوروز می*رود، نوجوانان و میانسالان و همه خانواده و دودمان را به دیدار سپیدمویان و کهنسالان می*کشاند، هرگاه عزیزی از دنیا می*رود شال پرسه*داری و همدلی گسترانیده می*شود و همه مردم از دور و نزدیک بر روی همین شال گرد می*آیند و بازماندگان را با همدلی به بردباری و یاد خدا فرا می*خوانند، به گاه نماز جماعت و خواندن قرآن مجید باز همین شال است.
و پیشینه کهن*ترین گفت*وگوهای آشتی و تفاهم میان گروه*های انسانی در همین شال بزرگ به میراث مانده است و در روی همین شال بزرگ بود که گردهمایی بزرگان و ریش سپیدان به چاره اندیشی بحران*ها و مدیریت آب و خاک و مفسدان، شکل می*گرفت و در نهایت این شال میار و پناهگاه پناه*جویان و ستم*دیدگان نیز بود که از جانب صاحب شال مورد حمایت و جانبداری قرار می*گرفت و همین شال بود که....
خروج این دست بافته ارجمند از چرخه تولید، نابودی و مرگ یک دست بافته تنها نیست بلکه به حاشیه رانده شدن یک فرهنگ و سنت*های رفتاری ریشه*داری است که ژرف*ترین و زیباترین منش انسانی را با خود به همراه دارد.
تداوم این دست بافته کهن و میراث معنوی هم وند با آن، نیازمند نگاه ویژه مدیریتی است.
گزارش از علیرضا خسروی معاون میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری سیستان

قلعه نو
چهارشنبه ۳۰ بهمن ۹۲, ۱۹:۲۲
همین جمله تمام معنی این سنت شال زابلی ست
اقه مه سر شال مه شنستی حرت شمه وجایه
این جمله یا جملات همانند را در زمان کودکی در بزرگ نشینها قبیله و قومی و... شنیده ام و یاد اور این جمله شدم که بنویسمش

42d3e78f26a4b20d412==