آیا می دانید ؟
بنیادنیمروز در شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و..با شماره های 09360876222 و در خدمت شما دوستان وهمراهان عزیز09214708191
صفحه 3 از 14 نخستنخست 1234567891011121314 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 134

موضوع: بخونید...بخندید..!

  1. #21
    کاربر ســایت
    تاریخ عضویت
    ۹۱-خرداد-۱۲
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    457
    سطح
    9
    Points: 457, Level: 9
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    RE: بخونید...بخندید..!

    یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.ناگهانیک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم.پری چوب جادووییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی
    دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک Qm2در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت: خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!! پری چوب جادوییش و چرخوند و.........
    اجی مجی لا ترجی
    و آقا 92 ساله شد!

  2. #22
    کاربر ســایت
    تاریخ عضویت
    ۹۰-مهر-۲۶
    سن
    25
    نوشته ها
    589
    امتیاز
    3,914
    سطح
    39
    Points: 3,914, Level: 39
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 108 در 58 پست

    RE: بخونید...بخندید..!








  3. #23
    مدیــــــــرانجمـــــن مدال ها:
    Frequent Poster

    تاریخ عضویت
    ۹۰-آبان-۱۱
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز
    18,622
    سطح
    86
    Points: 18,622, Level: 86
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 78.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsOverdriveTagger First ClassSocialVeteran
    سپاس ها
    7,077
    سپاس شده 4,057 در 1,528 پست
    حالت من
    Zodranj

    RE: بخونید...بخندید..!

    [size=medium]به غضنفر میگن فعل زدن رو صرف کن: میگه زدم زدی دعوا شد
    ***********
    به غضنفر میگن 12 فروردین چه روزیه؟ میگه روزیه که میریم جا میگیریم برای سیزده بدر
    ***********
    به غضنفر میگن یه شعر بگو؟ میگه: میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری کند که باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواستن توانستن است.[/size]

  4. #24
    کاربر ســایت
    تاریخ عضویت
    ۹۰-مهر-۲۶
    سن
    25
    نوشته ها
    589
    امتیاز
    3,914
    سطح
    39
    Points: 3,914, Level: 39
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 108 در 58 پست

    RE: بخونید...بخندید..!

    این داستانو جایی خوندم خیلی واسم جالب بود
    شاید شما هم خوشتون بیاد



    یه همکلاسی دختر داشتیم، طفلک خیلی ساده بود. یه روز باهاش قرار داشتیم واسه آزمایشگاه دیر رسیدیم. گفت چرا دیر کردین؟ دوستم گفت: سلف بودیم!
    - ساعت 4 عصر؟! سلف که الان تعطیله!
    - داشتیم دیگا رو می شستیم!
    - دیگ؟! مگه شما باید بشورین؟!
    دیدم باور کرده زدم به لودگی: آره! هر ترم قرعه کشی می کنن یه بار تو ترم نوبتت میشه، ما پارتی داشتیم امروز شستیم. بعضیا بدشانسن شب امتحان نوبتشون میشه!
    آقا این رفت تو فکر...
    فرداش دیدم عین ماده پلنگ زخمی اومد طرف ما! نگو بعد ناهار رفته تو آشپزخونه سلف التماس و زاری که بزارن دیگ بشوره!
    آشپزا فک کردن نذر داره یا خله، گذاشتن بشوره، بعد گفته: بی زحمت اسم منو از قرعه کشی خط بزنین، شب امتحان به من گیر ندین! اونا هاج و واج! قضیه رو گفته آشپزا ترکیدن )))
    سرآشپز سلف سر این جریان همیشه هوامونو داشت و ته دیگ و گوشت قلمبه میذاشت برامون....
    :1::1::1::1:

  5. #25
    مدیــــــــرانجمـــــن مدال ها:
    Frequent Poster

    تاریخ عضویت
    ۹۰-آبان-۱۱
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز
    18,622
    سطح
    86
    Points: 18,622, Level: 86
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 78.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsOverdriveTagger First ClassSocialVeteran
    سپاس ها
    7,077
    سپاس شده 4,057 در 1,528 پست
    حالت من
    Zodranj

    RE: بخونید...بخندید..!

    [size=medium]به غضنفرمي گن با توكيو جمله بساز ميگه من خديجه رو دوست داريم توكيو!
    ****************
    به غضنفر میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟

    می گه: راهنمام گیر كرده!!
    *******************
    سفارش یارو به فرزندش :

    برو مسجد هم نمازت رو بخون هم کفشاتو عوض کن ![/size]

  6. #26
    کاربر ســایت
    تاریخ عضویت
    ۹۰-مهر-۲۶
    سن
    25
    نوشته ها
    589
    امتیاز
    3,914
    سطح
    39
    Points: 3,914, Level: 39
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 108 در 58 پست

    RE: بخونید...بخندید..!

    دو بیمار روانى !!

    فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.
    هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
    وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

    هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست. و اما خبر بد این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

    هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه. حالا من کى مى تونم برم خونه مون ؟:1:

  7. #27
    کاربر ســایت
    تاریخ عضویت
    ۹۰-مهر-۲۶
    سن
    25
    نوشته ها
    589
    امتیاز
    3,914
    سطح
    39
    Points: 3,914, Level: 39
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 108 در 58 پست

    RE: بخونید...بخندید..!









  8. #28
    مدیــــــــرانجمـــــن مدال ها:
    Frequent Poster

    تاریخ عضویت
    ۹۰-آبان-۱۱
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز
    18,622
    سطح
    86
    Points: 18,622, Level: 86
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 78.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsOverdriveTagger First ClassSocialVeteran
    سپاس ها
    7,077
    سپاس شده 4,057 در 1,528 پست
    حالت من
    Zodranj

    RE: بخونید...بخندید..!

    [size=medium]غضنفر به قل مراد میگه : هیشکی ولخرج تر از زن من نیست !

    همیشه از من پول می خواد !

    قل مراد : با این همه پول چه کار می کنه ؟

    غضنفر : مطمئنم کاری نمی کنه…!

    آخه هیچ وقت بهش پول نمیدم![/size]
    :1::1:

  9. #29
    کاربر ســایت
    تاریخ عضویت
    ۹۰-مهر-۲۶
    سن
    25
    نوشته ها
    589
    امتیاز
    3,914
    سطح
    39
    Points: 3,914, Level: 39
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 108 در 58 پست

    RE: بخونید...بخندید..!

    [size=medium][size=small]ديروز تو خيابون خواستم دوستم و صدا بزنم به شوخى صداش زدم دكتر، همه برگشتن نگاه كردن اون موقع متوجه شدم كه ٨٠ درصد مردم اين كشور اگه چيزى تو اعتماد به نفس از من حقير زيادتر نداشته باشن ، چيزى كمتر هم ندارن[/size][/size]:1::1:

  10. #30
    مدیــــــــرانجمـــــن مدال ها:
    Frequent Poster

    تاریخ عضویت
    ۹۰-آبان-۱۱
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز
    18,622
    سطح
    86
    Points: 18,622, Level: 86
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 78.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsOverdriveTagger First ClassSocialVeteran
    سپاس ها
    7,077
    سپاس شده 4,057 در 1,528 پست
    حالت من
    Zodranj

    RE: بخونید...بخندید..!

    حکمتی برای فهيمان : يارو داشته دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم

    ---------------------------------------------------------------

    رئيس: خجالت نمي*كشي تو اداره داري جدول حل مي*كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي*ذاره آدم بخوابه!

    ---------------------------------------------------------------

صفحه 3 از 14 نخستنخست 1234567891011121314 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •