آیا می دانید ؟
بنیادنیمروز در شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و..با شماره های 09360876222 و در خدمت شما دوستان وهمراهان عزیز09214708191
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: سردار شهید محمود دولتی مقدم فرمانده گردان408 امام حسین(ع)لشکر41ثارالله سپاه پاسداران

  1. #1
    مدیــــــــرانجمـــــن مدال ها:
    Discussion Ender

    تاریخ عضویت
    ۹۰-مهر-۲۹
    نوشته ها
    1,384
    امتیاز
    14,349
    سطح
    77
    Points: 14,349, Level: 77
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 101
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    سپاس ها
    262
    سپاس شده 957 در 396 پست

    سردار شهید محمود دولتی مقدم فرمانده گردان408 امام حسین(ع)لشکر41ثارالله سپاه پاسداران

    شهید محمود دولتی مقدم فرمانده گردان408 امام حسین(ع)لشکر41ثارالله (سپاه پاسداران)،بچه محروم محله شیب خندق زابل بود .پدرش شرافت کفش دوزی را به دنیای زر اندوزان نیالود. اوکه همراه دوفرزند ش در راه دفاع از اسلام ناب محمدی(ص)ومردم ایران به شهادت رسید، در اتاق کوچک و نمورش، سه لاله شهید و یک ارغوان آزاده پرورد تا متجاوزان به مردم بدانند که اینان وارثان روی زمینند واسطوره های شاهنامه در برابر جوانمردی وشجاعت آسمانی اش سر تعظیم فرود آورند.
    محمود از درون استضعاف بر خواست تا به روشنایی آفتاب ایمان بپیوندد و دنیا را مدینه مهربانی و تقوا ببیند . اما از آن روز که تن را به کسوت شهادت آراست ،سر دار دلها و جانهای مردم شد .او آنقدر بزرگ شد که خود را کوچکتر از همه می دید و خدا را بزرگتر از من و ما .همنشینی پاکان بر انداز او و سر دوشی بهشت ،خلعت جاودانه اش باد .
    سال 1345 روستای کوچک «فیروزه ای» ،گاهواره کودکی شد که اورامحمود نام نهادند . او در خانه روستایی خویش چون سنبله گندم قد می کشید که گندم بر کت سفره روستا است و روستا ،روایت سر سبزی .محمود، با لالایی نرم مادر که صبوری دشتها و زلالی چشمه ساران را به یاد می آورد روی دامان تقوا و عفاف بالید، پای سجاده مادر ،گل زیبای دعا را بویید و سایه پدر را چون سایه درختی پر بار بر سرش افراشته دید . پدری که نوای بامدادی قرآن خوانی اش چون نیلو فری بر ستون های ایمان می پیچید و خانه را از عطر زلال تقوا سر شار می کرد .درس تقوا و دینداری از پدر آموخت و مادر قناعت و صبوری را به او ارزانی داشت .فضای مذهبی و سر شار از معنویت خانواده، کودکی محمود را به روزهای درس و مدرسه پیوند زد .13 ساله بود که دست استکبار جهانی از آستین یکی از حقیرترین نوکرانش بر آمد و آتش جنگ در خر من ایران اسلامی افکند ومحمود در آتش اشتیاق حضور در جبهه می سوخت اما با سن اندک راه به جایی نبرد .او می خواست چون برادرش حاج جعفر مرد میدان حماسه و خط شکن کفر گردد .جان به شنیدن رمز یا زهرا(س) و یا علی(ع) صیقل دهد و گام در گام بسیجیان از نیروی خداجویشان نیرو گیرد .آنگاه که از آینه تلویزیون نوای تکبیر ظلمت شکن رزمندگان اسلام را می شنید و به آوای خوش کبوتران خونین بال بوستان شهادت گوش فرا می داد، شتاب زده و مشتاق به سوی قرار گاه سپاه و بسیج زابل پر می کشید تا شاید چون پرنده ای کوچک جایی در میان صف بلند پروازان قله شهادت و ایثار پیدا کند، اما دریغ و درد که هر روز پرواز سینه سر خان مهاجر را می دید و تنها به ترنمی بغض آلود بسنده می کرد .
    سرانجام هنگام هجرت الی الله فرارسید.محمود تمام چهارده سالگی اش را در ساک کوچکی پیچید و رهسپار مذبح اسماعیلیان زمانه شد .جایی که رنگ سرخ عشق بود و عشق از ملکوت به زمین آمده بود تا در خاک خوزستان و غرب به وضویی سرخ تجلی یابد و از زمین به کروبیان عالم با لا فخر بفروشد و هزار مشهد خونین را به طوافی روحانی احرام بندد. محمود می دانست که برای بوییدن گلهای سرخ سنگر نشین نخست باید درون را از حب ماسوی الله پاک کرد و لباس ورود به جرگه عشق پوشید که تمثیل طواف خونین شاهد جبهه چنین است و هر لحظه ،لحظه تشرف است .تشرف به وعده گاه سرخ جامگان کربلاهای جاوید جنوب .او تنها سنگر نشین آفتاب جبهه نبود بلکه عرصه خطر را با رخش رهپوی عزم و اراده هر لحظه در می نوردید و در کسوت تک تیر اندازی خدا جو همواره شوق لقای دوست در سر داشت. به همین جهت بر بعثی کفر چون کفر ستیزی بی قرار می تاخت و با حماسه زخم و گلوله نردبان عشق می ساخت .شبانه هایش سر شار از شوق وصال بود . کمیل را می شناخت و کلام مولایش علی (ع) را که امام او بود و او را بدو می نمایاند .
    محمود ،دعای کمیل را چنان با سوز و گداز می خواند که گویی دلش چون پرنده ای آسمانی می خوهد از قفس تنگه سینه پر زند و خود را در جذبه ای روحانی به معبود بر ساند. پلک جان بگشاید و جمال حضرت او بیند و بی قرار وا گوید که :خدا یا این بنده ناچیز تو ،این راه گم کرده شیدایی ،شوق لقای تو دارد .این دستها که چون کبو تران بی قرار بر سینه فرود می آیند جوشش داغی تازه بر دل دارند .خدایا راه خانه ات را به ما بنمایان.خدایا تو می دانی که ناله جگر سوز من، ناله «فمنهم من ینتظر» است.
    خدایا ...خدایا ...
    محمود در سال 1368 سنت و آیین محمدی به جای آورد و با همراه و همدلی صبور و مومنه پیمان ازدواج بست تا کابین از کمال انسانی کند و دل به معنویت زندگی صافی دارد .این ازدواج آگاهانه که با تبسم شیرین کودکی زیبا گل آذین شد و با گذشت و ایثار همواره مسیر در تحمل هجرانهایی که به شوق الی الله و سنگر نشینی ختم می شد، هیچگاه محمود را در انتخاب راه بر تر مردد نساخت .او اگر چه به همسر و حریم خانواده صمیمانه وفادار بود و سهمی از مهربانی ها و محبت مثال زدنی اش را به خانواده اختصاص می داد اما هر گز دل از یاد سنگر نشینان و زمین گلرنگ خوزستان تهی نساخت ...محمود حتی تکه های دلش را نیز برای خدا می خواست ... آن روز موعود که خدایش به ضیافت سرخ فرا خوانده بود، آنروز که تاریخ بیست و هفتمین روز زمستان سال1371 را بر پیشانی داشت، جاده زاهدان – زابل شاهد ضجه و فریاد صد ها مرد و زن و پیر و خرد سالی بود که در محاصره جمعی مزدور استعمار، صدای یا حسین و نوای جگر سوزشان به بام کیوان بر می شد. آن نا اهلان که در کوهساران «کوله سنگی» و حد فاصل مرز ایران – پاکستان کمین گرفته بودندو با بی شرمی اموال مردمی را که شوق دیدار آشنایان، رنج سفر بر خود هموار کرده بودند، به تارج می بردندو زبان عربرده و ناسزا در کام می چرخاندند .شهید محمود دولتی مقدم که به همراه پدر بزرگوار و برادر برو مندش از ماموریتی ویژه باز می گشتند آن دژخیمان را به هراس افکند و نا گاه پیکر آن شاهدان قدسی هدف گلو له های بی امان انواع سلاح های دشمن قرار گرفت و ...دقایقی بعد پیکر های دو غواص دریای شهادت، آخرین تبسم مهربانشان را بر سخره های سخت کوهساران فرو پاشیدند و رفتند ....رفتند تا صفحه ای دیگر از کتاب شهادت به نام آنان نوشته شود . تا وادی شهادت از طواف زائران همواره اش تهی نماند و محمود را که در آتش اشتیاق وصال همچون رهروی شیدا می سوخت بی فیض حضور نگرداند. او در یافته بود که چگونه می توان زیر فوران آتش آرزومندی ققنوس وار پر کشید و از خاکستر خود تولدی دو باره یافت .آنروز نیز از همان روز هایی بود که شهادت در کوههای اطراف «کوله سنگی» خیمه بر پا کرده بود و چشم انتظار کاروان سا لار دیگری از کاروان بی منتهای خط خونین آل الله بود .یقین آن روز مادری در خود شکفته و فرزندی در لحظه های پر کشیدن به ملکوت اعلی کربلا را دیده بود و کربلاییان خدا جو را .

    [size=medium]فرزند شهید خطاب به رئیس جمهور : به بیرقدار عزت و سربلندی ایران خوش آمد می گویم [/size]
    محدثه دولتي مقدم فرزند شهيد محمود دولتي مقدم در مراسم اعطاي نشان ملي ايثار به والدين خانواده شهداي استان سيستان و بلوچستان دکلمه اي را خطاب به رئيس جمهورقرائت کرد به گزارش روابط عمومي بنياد شهيد و امور ايثارگران ؛ فرزند شهيد محمود دولتي مقدم در مراسم اعطاي نشان ملي ايثار به والدين خانواده شهداي استان سيستان و بلوچستان دکلمه اي را خطاب به رئيس جمهورقرائت کرد که متن کامل آن در ادامه مي آيد به نام خدا، به نام اوکه اخلاص را آفريد و قلب ياوران اسلام را جايگاهش ساخت به نام اوکه شهادت را آفريد وسلام بر شهيد، سلام برشهادت، سلام بر پدر، سلامي به وسعت و اندازه ريگهاي سوزان اين کهن سرزمين اساطيري که عزت و غرور با انديشه هاي مردم آن گره خورده است، سلامي با طنين غرشهاي تفتان آن و سادگي و گرمي مردم ساده زيست و سخت کوش اين آب و خاک پدر، اي عزيز تر از جانم نميدانم از دلتنگي هايم بگويم که وقتي دوستانم را مي بينم که در سايه پدرشان گام برميدارند چگونه قلبم عجولانه مي تپد و تمنا دارد که کاش تو بودي تا برايت بگويم از قصه هزار و يک شب زندگيم به تو، کاش بودي تا شرمساري آينه را از قدکشيدن و رشد کردنم به نظاره مي نشستي، اما نه نگران نباش که دلتنگي لحظه هاي آن را با به سرکشيدن چادر سپيد و ايستادن به نماز دلتنگي به صليب مي کشم و با سينه اي فراخ و قلبي مالامال از عزت برخود مي بالم که پدري چون تو دارم که با به آغوش کشيدن مين هاي منور ذره ذره سوختي اما پرپر شدن پروانه ها را به نظاره ننشستي به گردابهاي اروند سر سپردي اما محو گردشها و چرخشهاي دنيا نشدي، به خود مفتخرم که قلب اهورايي ات آماج گلوله هاي خصم سودا گران مرگ شد و لحظه شعله ورشدنت را پرندگان مهاجر به هزار نغمه در آسمانها واگويه کردند و به گوش خاکيان رساندند پدرجان خرسندم که نام فرزندان عاشورا بر پيشانيم حک گرديده است و با سرافرازي و غرور بودنت را همه جا و هرلحظه در کنارم احساس ميکنم پدرجان امروز همه گرد هم آمده اند تا بار ديگر نسبت به ايثار و شهادت سر تکريم فرود آورند و عهد ميثاقي دوباره با آرمانهايتان ببندند، اجازه ميخواهم به بيرقدار صلح و دوستي و عزت و سربلندي ملت ايران رئيس جمهور مردمي و دلسوزمان جناب آقاي دکتر احمدي نژاد خوش آمد بگويم و از طرف همه فرزندان شاهد و ايثارگر برايشان آرزوي صحت و سلامت و توفيق روز افزون داشته باشم.۱۳۹۰/۰۱/۲۷


  2. 2 کاربر از پست مفید sanchooli سپاس کرده اند .

    زیاد جدی نیست (دوشنبه ۰۴ آذر ۹۲),سیستانیها (جمعه ۰۶ تیر ۹۳)

  3. #2
    کاربر ســایت
    تاریخ عضویت
    ۹۰-مهر-۲۴
    نوشته ها
    285
    امتیاز
    3,131
    سطح
    34
    Points: 3,131, Level: 34
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 213 در 98 پست

    RE: سردار شهید محمود دولتی مقدم فرمانده گردان408 امام حسین(ع)لشکر41ثارالله سپاه پاسداران

    سر تعظیم در برابر شهدا وخانواده گرامیشان::11111111 (5):

  4. 3 کاربر از پست مفید imported_admin سپاس کرده اند .

    sanchooli (سه شنبه ۱۱ آذر ۹۳),زیاد جدی نیست (دوشنبه ۰۴ آذر ۹۲),سیستانیها (جمعه ۰۶ تیر ۹۳)

  5. #3
    کاربر ســایت مدال ها:
    Master Tagger

    تاریخ عضویت
    ۹۱-دی-۲۵
    نوشته ها
    2,067
    امتیاز
    17,567
    سطح
    84
    Points: 17,567, Level: 84
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 283
    Overall activity: 38.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry10000 Experience PointsVeteran
    نوشته های وبلاگ
    26
    سپاس ها
    5,762
    سپاس شده 4,124 در 1,467 پست
    معرفی شهدا علاوه برحفظ راه شهدا باعث برکات بسیاریست که ما را مجاب می کند بیشتر از شهدامان بنویسیم

    یادش بخیر این صحنه های توتن سواری در دریاچه مقدس هامون


    سیستونی مشمه وه جز خودخا کسِِِ ره نداره/دس خه بل در دس مه نو بگک یا علی

  6. کاربر روبرو از پست مفید سیستانیها سپاس کرده است .

    sanchooli (سه شنبه ۱۱ آذر ۹۳)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درمان بیماریها با طب سنتی ابن سینا
    توسط nimroozonline در انجمن طب سنتی و پزشکی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۲۵ مهر ۹۱, ۲۲:۱۷
  2. هشدار جدی برای مصرف اسپرین
    توسط اردلان در انجمن طب سنتی و پزشکی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۰۳ تیر ۹۱, ۱۰:۳۲
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۰۱ تیر ۹۱, ۰۹:۱۰
  4. جشن هاي ايران باستان؛جشن فروردگان (همسپثمیدیه)
    توسط سيستاني هاي گلستان در انجمن تاریخی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۹۱, ۲۰:۲۳
  5. چرا وقتی به هم میرسیم دست میدیم؟
    توسط ✿SARA✿ در انجمن دانستنی ها
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۱۹ اسفند ۹۰, ۲۲:۳۱

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •