میراث فرهنگی سرزمینمان از گذر هزاره های دورِ خرد ودانایی به ما وفرزندانمان رسیده واگر زمین روزگاری رازهایش را گشاده کند جوانان برومند بسیار وکهنسالان خرد ورز بی شماری رادردل خود جای داده که برای سربلندی این سرزمین وبرای پرورش میراث فرهنگی این سرزمین از جان شیرین نیز گذشته اند پس جز دوست داشتن ومهرورزیدن،این سرزمین واین میراث نامیرا راشایسته نیست.

نیاکان ما درروشنای خرد وآگاهی تاریخی خویش به بنیاد تغییر ودگرگونی ونوشدن روزگار رسیده بودند وبرای برقرار ی پیوند هایی از گونه ی فرهنگ درمیان نسلها ی تازه وکهن ونیز درگذشتگان ،گفتارهایی آکنده از درون مایه هایی که از توحید، نوا ونما برمی گرفته اند را درمیان مردم می گستراندند ودراین رهگذر پنداروکرداروگفتار آمدگان ونیامدگان رابه راه راستی ودرستی می رسانده اند .یکی ازبی شمار، تلواسه های سپید مویان وبخردان وکهنسالان روشن روان سرزمین مان درهمیشه ی تاریخ ،آگاهی فرزندانشان از منزلت زمان بوده،پروراندن توانِ خرد نوجوانان سرزمین شان برای فهم از فراز وفروزه ی دّم به دّم هستی وزندگی شان بوده است .سپید مویان سرزمین هیرمند وسیستان اسطوره پرداز،با رها چنین پنداشته وچنین گفته اند که هرکس امروز را فردا کند زمانه برو کینه پیدا کند ویا گفته اند که روزگار مس را طلا می کند ویااینکه چرخ روزگار برای کسی نمی ایستد و…که هشدارها وبیدار باشهایی است که ریشه درآموزه ی روزگار های دور دارد آنجا که خداوند هستی ها به زمان سوگند می خورد که انسانها به راه زیان خواهند رفت مگر کسانی که با زمان خویش همراه شوند،مگر کسانی که به آگاهی وباور توحید رسیده وکردار شان به زیورنیکی وزیبایی درستی آراسته باشد.

درهمین پیوند ارجمند است که نوا وندای پیر خردمند ودانای سیستان از پس هزاره ها وسده ها هنوز برای نواسه ها ونبیره های همیشه ی سرزمینش به گوش می رسد که :” قدر” خویش را بدانید ویا اینکه به منزلت وجایگاه آفرینش خواهید رسید اگر” قدر”تان را بدانید وبرای کسانی که با زمان شان درپیوند آگاهانه نبوده اند،این گفته را برجای گذاشته اند که: افسوس که “قدرش”را ندانست…واین همان باور کهن وریشه داریست که اینک مارا به درگاه شب های قدر کشانده درگاهی که تمامی یک صدوبیست چهارهزار پیامبر آمده براین درگاه ارجمند خواسته ودست نیازپیش آورده اند وبا پیوند با خداوند هستی ها وکلامش به بیداری وبینایی رسیده اند واز این درگاه گذر کرده اند وبی گمان راز جاودانگی ونامیرایی ….زرتشت وموسای ومسیحای ومحمد(ص)درگذر از همین درگاه سرنوشت بوده.پس باید همراه شد وهم آواز با پدران وسپید مویان مان وتلواسه ی شان را جدی بگیریم که دراین شبهای سرنوشت نخست باید درپیوند درست با زمان هرکس شب قدرش را به درستی دریابدوسپس از پیوند سر واندیشه با کلام خداوند تافراز بیداری وبینایی تاب بیاورد ،تاقدرش را بفهمد وجایگاه خویش رادرهستی بی انتهادرک کند تا زمان براوکینه ودشمنی پیش نگیرد.علیرضا خسروی-تیرماه ۹۳ُمنبع کیانسه