آیا می دانید ؟
بنیادنیمروز در شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و..با شماره های 09360876222 و در خدمت شما دوستان وهمراهان عزیز09214708191
صفحه 29 از 29 نخستنخست 1234567891011121314151617181920212223242526272829
نمایش نتایج: از شماره 281 تا 287 , از مجموع 287

موضوع: بازتاب مقالات بنیادنیمروز در سایت ها وخبرگزاریها/بنیادنیمروز در آئینه رسانه ها

  1. #281
    کاربر ســایت مدال ها:
    Master Tagger

    تاریخ عضویت
    ۹۱-دی-۲۵
    نوشته ها
    2,085
    امتیاز
    18,642
    سطح
    86
    Points: 18,642, Level: 86
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry10000 Experience PointsVeteran
    نوشته های وبلاگ
    26
    سپاس ها
    5,762
    سپاس شده 4,124 در 1,467 پست
    مراسم گرامیداشت یاد و خاطره علامه شهید مطهری سیستانی و آیت الله ابراهیم شریفی سیستانی در گلستان

    چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه زابل شامگاه چهارشنبه مراسم گرامیداشت یاد و خاطره علامه شهید مطهری سیستانی و آیت الله ابراهیم شریفی سیستانی با حضور حجت الاسلام والمسلمین کیخا امام جمعه مردمی دارالولایه سیستان ( زابل ) ، حجت الاسلام بهجت فرزند آیت الله العظمی بهجت ( ره ) ، حجت الاسلام شریفی فرزند آیت الله ابراهیم شریفی ( ره ) و سیستانی های استان گلستان در حسینیه سیستانی ها گرگان برگزار شد .

    یادش بخیر این صحنه های توتن سواری در دریاچه مقدس هامون


    سیستونی مشمه وه جز خودخا کسِِِ ره نداره/دس خه بل در دس مه نو بگک یا علی

  2. #282
    کاربر ســایت مدال ها:
    Master Tagger

    تاریخ عضویت
    ۹۱-دی-۲۵
    نوشته ها
    2,085
    امتیاز
    18,642
    سطح
    86
    Points: 18,642, Level: 86
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry10000 Experience PointsVeteran
    نوشته های وبلاگ
    26
    سپاس ها
    5,762
    سپاس شده 4,124 در 1,467 پست



    • یکشنبه / ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ / ۰۱:۲۰
    • دسته*بندی: گردشگری و میراث
    • کد خبر: 98051909686
    • خبرنگار : 71191
    • چاپ



    اشتباهی که دیوار آرامگاه «یعقوب لیث» را آوار کرد

    در حالی دیوارِ ضلع جنوبی آرامگاه «یعقوب لیث صفاری» در حین انجام عملیات مرمت و ساماندهی آرامگاه تخریب شد که اکنون گفته می*شود، آن کار یک اشتباه بوده و به دنبال این اشتباه، پیمانکار پروژه تعویض شده است.
    به گزارش ایسنا، به دنبال تخریبِ دیوار ضلع جنوبی آرامگاه «یعقوب لیث صفاری» توسط پیمانکار پروژه که گفته می*شود به صورت مستقیم، زیر نظر مسئول پایگاه میراث فرهنگی جندی*شاپور انجام شده، مسئولان اداره میراث فرهنگی دزفول و پیمانکار جدید این پروژه مسئولیتی برای صحبت در این زمینه بر عهده نگرفتند.
    مهدی شیربُتی - پیمانکار جدید مرمت و ساماندهی آرامگاه یعقوب لیث صفاری - ، که در طول دو سال گذشته، دو فصل مرمت در این بنای تاریخی انجام داده، در گفت*وگو با ایسنا، هدف از آغاز این مرمت*ها را حتی در فصل جدید که نخست توسط پیمانکارِ دیگری درحال انجام بود، «اصلاح وضع موجود و تداوم در اقدامات برنامه ریزی شده از گذشته» دانست.
    او تاکید کرد: «مرمت یک اقدام مستمر است که نیاز به برنامه*ای چند مرحله*ای هستیم، این طور نیست که ناگهان وارد شویم، کارها باید تدریجی باشد.»
    وی اما درباره*ی تخریبِ این دیوار، اظهار کرد: «اتفاقِ اشتباهی بود که باعث شد ناظر پروژه تعویض شود.»
    در تصاویر ارسال شده برای خبرنگار ایسنا، تخریب دیوار ضلع جنوبی آرامگاه یعقوب لیث در حالی تخریب شده که بنر کارفرمایی اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان بالای سر همان دیوار تخریب شده، نصب است!
    از سوی دیگر اسفند سال ۱۳۹۶ یعقوب زلقی ـ* مدیر پایگاه جندی شاپور ـ خبر از مرمت جدی این آرامگاه بعد از سال*ها بی*توجهی داده بود؛ اقدامی که در آستانه نورز ۱۳۹۷ این آرامگاه را به مسیرهای گردشگری نوروزی اضافه می*کرد.
    او گفته بود: «یعقوب لیث بنیان*گذار سلسله صفاریان چون با خلفای عباسی درگیر بود از سیستان به سمت خوزستان می*آید و در جنگی زخمی شده و در بیمارستان گندی شاپور بستری می*شود و در همین شهر می*میرد. اکنون اقدامات خوبی درخصوص آرامگاه او انجام دادیم.»
    اما حالا بعد از ۱۷ ماه، بار دیگر پروژه «مرمت و ساماندهی آرامگاه یعقوب لیث صفاری» در دستور اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان قرار گرفته و بر اساس عملکرد رخ داده تا امروز تخریب این دیوار نیز یکی از برنامه*ها در روند مرمت این آرامگاه بوده است؛ آرامگاه کسی که بر اساس منابع زبان فارسی، ناجی زبان فارسی بعد از حمله اعراب به ایران است.
    آن هم در شرایطی که به گفته مردم محلی این منطقه، نه دچار سیل نوروز امسال شد که نم*زدگی و شوره*زدگی بلای جان این دیوار شده باشد و نه زلزله*ای در کار بوده که به واسطه*ی ترک خوردگی و سستی دیوارش امکان ریزش آن روی سر بازدیدکنندگان وجود داشته باشد.
    اکنون در کنار تعریف پروژه*ی ساماندهی جدید آن هم بعد از این مدت کوتاه از گذشت دو پروژه*ی ساماندهی این آرامگاهِ چند صد ساله که به شماره ۲۵۵۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، این دیوار تخریب شده، اما آریایی - مدیر اداره کل میراث فرهنگی شهرستان دزفول - حاضر به صحبت با ایسنا نشد، از سوی دیگر تماس خبرنگار ایسنا با یعقوب زلقی - مدیر پایگاه میراث فرهنگی جندی شاپور - نیز تا زمان ارسال این خبر امکان*پذیر نشد.
    انتهای پیام






    • خبرنگار سمیه ایمانیان
    • دبیر میرحمید حسن زاده

    لینک کوتاه





    برچسب*ها:


    اخبار مرتبط






    نظرات











    محقق
    ۱۳۹۸-۰۵-۲۰ ۰۷:۰۲
    شما با ناظر پروژه مصاحبه کردید چرا سمت ایشان قید نشده است.

    پاسخ

    بنیادنیمروز
    ۱۳۹۸-۰۵-۲۳ ۱۴:۲۱
    اعلام آمادگی بنیاد نیمروز برای مرمت آرامگاه یعقوب لیث صفاری/ با حساسیت موضوع را دنبال می کنیم در این بین بنیاد نیمروز بعنوان یک موسسه فرهنگی هنری که به دنبال حفظ و اشاعه فرهنگ و آداب و رسوم سیستانیها (سیستانی و بلوچستانی ) در اقصی نقاط کشور می باشد با صدور بیانیه ای کوتاه آمادگی خودش را برای ترمیم و بازسازی آرامگاه یعقوب لیث صفار سیستانی اعلام کرد.جدا از اینکه چه اتفاقی افتاده است(که با روش و وفت خودش جای بحث و بررسی دارد) در این شرایط حساس که علاقمندان و دوستداران عظمت تاریخ و مفاخر ایران عزیز نگران هستند ما آماده هستیم که در هر زمینه ای که نیاز باشد در بازسازی و مرمت آرامگاه یعقوب لیث مشارکت فعال داشته باشیم.اعضا و مدیران بنیاد نیمروز می گویند همانند تمامی سیستانیها؛ یعقوب لیث صفارسیستانی را پدربزرگ خود می خوانند باورمند هستند که به موازات بررسی های حقوقی و کارشناسی و... در مورد علل و حواشی و... ما باید در کوتاهترین زمان ممکن به امر بهسازی و مرمت این مکان در حد و نام آن مرد بزرگ و مردمان ایران زمین همت گماریم.

    پاسخ

    فرهنگی
    دیروز ۰۸:۲۷
    باسلام وخداقوت از اینکه همواره با نگاه منصفانه اخبار را منتشر می کنید سپاسگزارم وبعنوان یک معلم به همگی شما خوبان خسته نباشیبد می گویم/لطفا پیگیری فرمائید که ایا

    یادش بخیر این صحنه های توتن سواری در دریاچه مقدس هامون


    سیستونی مشمه وه جز خودخا کسِِِ ره نداره/دس خه بل در دس مه نو بگک یا علی

  3. #283
    کاربر ســایت مدال ها:
    Master Tagger

    تاریخ عضویت
    ۹۱-دی-۲۵
    نوشته ها
    2,085
    امتیاز
    18,642
    سطح
    86
    Points: 18,642, Level: 86
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry10000 Experience PointsVeteran
    نوشته های وبلاگ
    26
    سپاس ها
    5,762
    سپاس شده 4,124 در 1,467 پست





    دسته: اجتماعی منتشر شده در یکشنبه, 20 ارديبهشت 1394 12:13 بازدید: 2832 COM_CONTENT_ARTICLE_ID











    در پی توهین روزنامه همشهری به سیستانیها :
    جوابیه محمد آذری به نمایندگی از سیستانیهای گلستان به مقاله روزنامه همشهری تحت عنوان سیستانی ها زیرپوست شهرگرگان


    سلام علیکم پیرو مذاکرات بعمل امده از سوی هیئت امناء و کانون فرهنگی حسینیه سیستانیهای گرگان در خصوص مقاله (سیستانیها زیر پوست گرگان) که در مورخه5/12/93 ان روزنامه مننتشر گردید و موجبات رنجش خاطر میلیون ها هموطن یویژه سیستانها در استان گلستان و مازندران را فراهم اورد مستدعی ست وفق قانون مطبوعات متن جوابیه ذیل جهت تنویر افکار عمومی در همان صفحه و ابعاد و فونت و ..... منتشر گردد.
    به گزارش گلستان ما ؛ محمد آذری مدیر بنیاد نیمروز طی مطلبی خطاب به توهین روزنامه هشمهری نسبت به سیستانیها نوشت: "همانگونه که همگان اشراف و استحضار دارید وقتی قرار است در خصوص یک موضوع اجتماعی بویژه موضوع حساس و مهمی چون قومیت اظهار نظر گرددابتدا باید یک شناخت کلی از تاریخ ، تمدن ، فرهنگ و اداب و رسوم و اعتقادات و.... ان جامعه داشته باشیم وقتی قرار است از مردمان تمدن ساز سیستانی سخن گفته شود ابتدا باید بدانیم که چتر فلسفی حاکم بر کلیه ابعاد و شئون زندگی سیستانیها ، احکام الهی و دین مداری،یکتا پرستی وزیر ساخت فکری ایشان نیز تعالیم مذهبی ، سیره پیامبر(ص)و اهل بیت(ع) ، اخلاقیات و پاک منشی ، پندار و گفتار و کردار نیک بوده ,که این موضوعات در کلیه شئون زندگی سیستانیان ساری و جاریست .
    وقتی افتخار نخستین خون خواهان سرور و سالار شهیدان (ع) مدتها قبل از قیام توابین و جناب مختار نصیب سیستانیها می شود ، وقتی به گفته تاریخ تنها سرزمینی که در اوج قدرت بنی امیه و برخلاف دستور صریح حاکم جور حاضر نشدند سبّ مولای متقیان حضرت علی (ع) را بنمایند و در ازایش هزینه های هنگفت مادی و معنوی و حیثیتی نیز پرداختند (اطلاعات کامل در کتاب قیام مردادن مرد اثر حجت السلام دوانی (ره)و سایت بنیاد نیمروز )و یا زمانی که پهلوانان و عیارانی چون سورنا و یعقوب لیث صفار سیستانی کمر دشمنان ایران را می شکنند و یکی در مبارزه با تنهاامپراطوری رقیب باستان ایران و دیگری در بیگانه ستیزی و احیاء زبان فارسی پس از گذشت دو قرن که به فراموشی سپرده شده بود(دسورخلفای بنی امیه و..مبنی براینکه زبان رسمی ودرباری باید عربی باشد را یعقوب لیث سیستانی ملغی کرد) همگی نشان دهنده همین فلسفه است که جز در برابر خداوند سر تعظیم فرود نیاروده و همواره به دنبال دفاع از حق بوده است . مردمانی که افتخارات نخستین بی شماری ازآن ایشان می باشد از نخستین انیمیشن ، نخستین خط کش دنیا ، نخستین جراحی مغز ، نخستین جراحی و چشم مصنوعی ، نخستین بازی فکری ، نخستین فاضلاب صنعتی آنهم در هزاران سال پیش ؛در مطلب منتشره در همشهری مردمانی معرفی می شوند که فاقد هرگونه تخصص و علم بوده اند و صرفا چون در دشت گرگان نیاز به کارگر بی تخصص بوده است اینان را آورده اند که این خلاء را پر نمایند در حالی که گذشته از آن افتخارات تاریخی ,در خود سیستان در زمان مهاجرت هم ما شاهد کشت انواع محصولات کشاورزی از جمله پنبه ، انگور، هندوانه،گندم ....... بوده و هستیم که در همان زمان که پدرانمان مجبور به مهاجرت شدند در سیتان کشت پنبه داشته اند . سیستانیان به واسطه زندگی در کنار هیرمند فرمند و دریاچه هامون مقدس در کشاورزی سرامده بوده اند . نیاکان ما نخستین سدهای گزی (شاخه های درخت گز) را برای مهار و تقسیم آب هیرمند داشته اند ،نخستین آسیاب بادی در جهان (آس باد) را اختراع کرده اند (اطلاعات بیشتر در WWW.niMROOZONlINe. IRمردمانی که با زندگی گروهی خود بستر هیرمند )که اکنون دولتها از لایروبی آن با امکانات مکانیزه عاجز هستند (را در هر سال لایروبی می کردند تا بتوانند کشاورزی سیستان را زنده نگه بدارند. حال این مردمان وقتی دچار قهر طبیعت و دسیسه استعمار خارجی و استبداد داخلی شده و اواره شوند بجای معرفی درست و ریشه یابی علل مهاجرت به گونه ای ترسیم میشوند که گویی فقط برای کارگری خلق شده اند . در اینجا لازم است برای نگارنده مطلب بگویم که وقتی در 1872 میلادی نمایندگان دولت انگلیس برای تعیین سرحدات و تقسیم مرز وارد سیستان می شوند و می خواهند روی چادرهای خودشان پرچم انگلیس را نصب کنند چنان بلوایی در سیستان ایجاد می شود که گلد اسمید انگلیسی از اینکه سیستانیها تا این اندازه به مفهوم پرچم و کارکردش آشنا هستند در کتابش اظهار تعجب می کند و می گوید سیستانیها حتی وقتی ما پرچممان را روی چادرهایمان در مرز مشترک نصب کردیم سعی می کردند همواره پرچم ایران بالاتر از پرچم انگلیس باشد در 1903 میلادی مک ماهون که برای حکمیت موضوع حق آبه وارد ایران شده بود چنین اظهاراتی دارد . در این دو مرحله حتی کار به جایی می رسد که پرچم انگلیس به آتش کشیده می شود و این موضوع استمرار می یابد تا در 19 بهمن سلا 1330 سیستانیها برای اینکه یک نماینده وابسته به انگلیس در سیستان رای نیاورد و او را به سیستانیها تحمیل نکنند ، پس از اقدامات مدنی و نامه نگاری ، تلگراف و مراجعه حضوری به نخست وزیری و. تحصن و.....چنان قیامی می کنند که در این روز چندین نفر از حکومتیها و مردم کشته می شوند و جالب اینکه در این رخداد حتی یک مغازه و اداره تخریب نمی شود(اطلاعات تکمیلی در سایت بنیاد نیمروز) این کینه ها از سیستانیها در حافظه انگلیس هست و روحیه استعماریش زمینه ساز این می شود که در افغانستان فاقد مدیریت و حاکمیت مرکزی در برهه هایی از زمان اتفاقاتی بیفتد . حتی در مرز ,درست در جایی که در زمان کم آبی نیز مقداری آب وارد سیستان می شد با کج سلیقگی و دسیسه سدی ساخته شد که آب را بجای ورود به ایران به داخل خاک افغانستان برگرداند . در سویی دیگر در همین زمان ساختار قدرت مرکزی ایران که بفکر سیطره قدرتش در اقصی نقاط ایران است و می خواهد نفوذش را جایگزین قدرت ایلات و طوایف و خان های محلی کند ؛متوجه می شود در شمال کشور کوچاندن قزلباش ها و کرد ها در دوره شاه اسماعیل و ناصرالدین شاه و استقرار انها از گلوگاه تا قوچان نتوانسته است موازنه را به نفع حاکمیت مرکزی تغییر دهد و هنوز برخی گروه های متمرد از داخل خاک همسایه شمالی به بومی ها یورش اورده و هم قاطبه مردم و هم قبیله خود را بد نام می کنند و هم زمینه آوارگی وسردرگمی بومی ها و قدرت مرکزی را فراهم کرده است . در اینجا بود از شرایط پیش آمده نهایت بهره برداری را کردند و با تشدید اثرات قهر طبیعت و در تکمیل نقشه استعمار خارجی ، استبداد داخلی نیز زمینه ساز شد تا نوادگان رستم و یعقوب لیث به صورت کاملا طبیعی کوچانده شوند . و به شمال بویژه دشت گرگان بیایند, علی رغم اینکه در جاهای دیگر نیز شرایط بودوباش برایشان فراهم بود حال این مردمان خونگرم ، دارای پیشینه تمدنی و فرهنگی و مجهز به دانش کشاورزی و تیشه پنج میخه زابلی با تجربه ای که از کارکردن در زمینهای فراخ سیستان و تمدنی که دارای فاضلاب صنعتی در 5 هزار سال پیش بود ؛اقدام به ابادانی زمین هایی کرد که بلااستفاده باقی مانده بود . زمینهایی که یا دراختیار دربار و امرای برجسته نظامی و حاکمیت بود یا در تملک بنیاد پهلوی و خاندان او بود و یا به دلیل عدم توانایی بومیان ،نبود نیروی کار ماهرو گاه نبود امنیت در جلگه و دشت و پناه بردن برخی ساکنین به خانه های امن داخل جنگل و یا محلات دارای تمرکز و کوچه های تنگ و باریک تدافعی که گاه صرفا به فکر جان و مال خویش در نا امنی های ناشی از عدم کنترل حکومت بود لم یزرع رها شده بودند. جالب اینجاست که در مقاله روزنامه همشهری عنوان شده است که مهاجرین سیستانی فاقد تخصص بوده اند و حتی باعث بیکاری بومی ها شده اند در حالی که در دهه 30 و 40 به دلیل نبود نیروی کار و امنیت زمینهای حاصلخیز دشت گرگان بلااستفاده مانده بود و با امدن زابلی ها ، هم امنیت آمد و هم تخصص برای آباد کردن زمینهای کشاورزی فراهم شد ..
    در جای دیگری از مقاله همشهری امده بود که یکی از دلایل سکونت سیستانیها در مناطق سنی نشین تقارب مذهبی بوده است چون هردو سنی مذهب بوده اند حال آنکه اولا:سیستانیها مردمانی دارای بینش بالایی بوده و به بشریت و انسانیت فارغ از گرایشات مذهبیش احترام گذاشته اند که سابقه تاریخی آنها موجود است ثانیا: مسلمانانی مهربان هستند که برای برادر و خواهر مسلمان خویش جان خود را فدا می کنند گذشته از آن در سیستان چه بسا افراد شیعه که همسر سنی داشته اند و چه افراد سنی مذهبی که همسر شیعه اختیار کرده اند . و اصلا و ابدا بحث مذهبی در بده و بستانها اجتماعی شان مطرح نبوده است. جدا از آنکه کدام شاگرد مدرسه ای است که نداند مردم سیستان و بلوچستان به لحاظ مذهبی در بخش شمال و سیستان اکثریت شیعه مذهب و در جنوب و بخش بلوچستان اکثریت سنی مذهب هستند و مهاجرین سیستانی که اکثریت شیعه هستند توانستند در کنار برادران ترکمن سنی مذهب به خوبی روزگار بگذرانند .گواه این ادعا سکونت سیستانیها در کنار ترکمن ها در گرگان و دشت است که بیشترین روستاهای مشترک بین زابلی و ترکمن است پس مسائل دیگری را هم در این همزیستی و کنار هم بودن جستجو کرد . مثلا چون ترکمن ها گله دار بودند و بعد از آنکه اسکان اجباری شدند باید کشاورزی می کردند که تخصص این کار را نداشتند در حالی که همسایگان سیستانیشان متخصص کشاورزی بودند .همچنین افزون بر این به روحیه ومنش سیستانیها در تطابق با شرایط وهمزیستی مسالمت آمیز با همنوعان در هرجا که بود وباش داشته است؛فرهنگ مدارا وهمسایه دوستی واحترام به همسایه وروحیه کار وتلاش وساختن و..را نیز باید در این بحث در نظر داشت
    تاکید می کنم سیستانی علی رغم ابرام و ایستادگی بر روی اعتقادات مذهبی خویش ، هیچگاه باعث رنجش سایر مومنین به مذاهب دیگر نشده است .
    یکی دیگر از موارد مطرح شده در مقاله همشهری بحث بحث تاریخ مهاجرت سیستانیها ست که در زیر تیتیر خود40سال قبل عنوان نموده است. که اینجا چند موضوع جالب وقابل تامل رخ داده است. اول اینکه نگارنده وقتی با یک محقق برجسته گرگانی که تاریخ نگار هم هست مصاحبه کرده است وبراساس مستندات تاریخی متقن سابقه مهاجرت سیستانیها را به منطقه گرگان به 170سال قبل مرتبط می داند .ولی انچه تیتیر می شود سخنان یک پیرمرد 88ساله است که خود نگارنده مقاله نیز اذعان دارد که مطالب او به لحاظ تاریخی دارای شبهه است وهیچ ایرادی هم به پیرمرد بی سواد نیست که چرا موضوعات تاریخی را کامل نمی داند. ولی وقتی یک روزنامه سخن پیرمردی کم سواد را تیتیر می کند وسخن تاریخ نگار را در همون موضوع به کناری می نهدباید شک کرد که احتمالا موضوعی پشت پرده است!!
    در همین جاباید عنوان کرد که براساس شواهد تاریخی در زمان های مختلف ازاشکانیان وساسانیان وبخصوص در زمان سورن؛سیستانیها برای کمک به برادران وعموزاده های خود(موسی خورینی تاریخ نویس برجسته ارمنستانی)به این منطقه امده اند از سویی در زمان یعقوب لیث صفار سیستانی وبرادرانش مدتها حکومت منطقه در دست خاندان سیستانی بوده است.همچنین خاندان ملک جلال الدین کیانی در همین نوده ملک در دوره صفویه سکونت داشته اند وحتی به نوشته تاریخ کتول ,خاندان اصیل علی اباد کتول ومنطقه کتول اصالتا سیستانی هستند ودر همین گرگان وکردکوی به نوشته تاریخ نگاران بزرگ از جمله اسدا..معطوفی گرگانی وسیاحان روس وانگلیسی, محله هایی بنام سیستان محله وبلوچ محله وجود داشته است وحداقل از 170 سال قبل مستندات انکارناپذیری بر این سکونت موجود است که اطلاعات تکمیلی ومستندات در بنیادنیمروز وسایت نیمروزانلاین دات ای ار موجود می باشد
    یکی دیگر از موارد کذب این مقاله موضوع مهاجرت سیستانی ها به افغانستان است .در حالی که به روایت اسناد تاریخی متقن ,وقتی موضوع معاهدات ننگین گلد اسمیت ومک ماهون وتقسیم سیستان بزرگ مطرح شد ومرز تعیین شددر سالهای 1872 و1903 میلادی که بخش اعظم سرزمین سیستان وپاره تن ایران انسوی مرز ماند؛سیستانیهای زیادی دار وندار خود را رها کردند وحاضر نشدند زیر پرچم هیچ کشوری بجز ایران زندگی کنند که در این زمان حکومت مرکزی برای قدردانی از ایشان علاوه بر دادن سجل و..در سه کوهه زابل مکانی را برای بیتوته به انها داد(اطلاعات تکمیلی در سایتwww.nimroozonline.ir)
    در جایی دیگر از مقاله همشهری سخن از 3قوم می شود تحت عنوان (زابلی,بلوچ وسیستانی) واین نشانه کم اطلاعی وعدم تحقیق نگارنده مطلب است که نمی دانسته است زابلی وسیستانی یک مفهوم ویک مجموعه واحد است ودونام برای اطلاق به یک جمعیت وفرهنگ وتمدن واحد است. زابل مرکز سیاسی وجغرافیایی سیستان می باشد و دو چیز جداگانه ان هم در موضوع قومیت نیست!!
    همچنین تصویری که نگارنده از کوی عرفان گرگان می دهد انسان را یاد کوره دهات آفریقاو جایی یاد محلات خطرناک نیویورک می اندازد.در حالی که کوی عرفان(حسین اباد) دارای مردمانی خونگرم,ولایت مدار وسخت کوش است که در ان مردان وزنان برجسته به لحاظ تحصیلات وموقعیت اجتماعی بود وباش دارند. هم برق دارند وهم گاز وخانه هایش هم کاهگلی نیست که همگی این ها برمی گردد به کم اطلاعی نویسنده مطلب روزنامه همشهری.؛به گونه ای که اعلام می کند نماینده گرگان یک زابلی است ؛در حالی که اکنون نمایندگان گرگان هیچکدام زابلی نیستند
    در جایی دیگر گفته می شود که در سالهای 30 و40 سیستانی فرزندان خود را در (استراباد)به مکتب ومدرسه می فرستادند! در حالی که از سال1316 نام استراباد به گرگان تغییر یافته است!!واین حرف نه تنها وجاهت وصحت ندارد بلکه این موضوع با توجه به موج جدیدی که در مورد پان ها رخ داده است می تواند تحلیل وارزیابی گردد
    در جایی گفته شده است که بعد از تحصیلات ,سیستانی ها در رتبه وشان اجتماعی در لایه های طبقات اجتماعی قرار گرفتند!!این سخن بی سروته ,دارای چه مفهوم ومعنایی است؟ منظور از لایه های اجتماعی چیست؟ یعنی در قبل از آن در زمره چه لایه هایی بودند؟ بعدش وارد چه لایه هایی شدند؟ معلوم است که نگارنده مطلب به دنبال اهدافی خاص بوده که گاه وقتی قافیه تنگ آمده است.....!!!!!مگر سیستانیها چه کسانی بودند ؟ مگر نه این است که آنجا هم (سیستان)زندگی شهری روستایی و عشایری و ساختارهای زندگی وجود داشته و برخی کاسب و بازاری ,برخی مال دار, برخی تاجر و کارمند و ..... بوده اند؟ آن کسی هم که زمین داشته است قطعا ادم ناداری نبوده بلکه مجبور به جلای زادگاه شده است و این به معنای نداشتن شان اجتماعی نیست چرا که شان اجتماعی انسانها با مهاجرت کاسته نمی شود و گرنه قرآن امر به ومهاجرت نمی کرد و پیامبر اسلام نیز مهاجرت نمی فرمودند . در بخش دیگری از این مطلب آمده بود که برای سیستانیها ؛گرگان جای زابل خشک و بی آب و علف را پر کرده است !! جالب تر این که این برداشت یک نویسنده ایست که در ابتدا خودش اذعان کرده که پیرمرد قصه اش هنوز پوشش سنتی خودش را می پوشد یعنی علاقه به تاریخ و فرهنگ و زادگاهش . پس چطور به زادگاهش این واژه های سراسر منفی را روا می داری؟! اولا زابل سرزمین بی آب و علف نیست و همین امروز هم علی رغم تمام کاستی ها و نامهربانی ها و سوء مدیریت و..... باز هم چاه نیمه ها ،ادیمی و مزارع سرسبز گندم و تاکستان های پرانگور و.... به وفور چشم نوازی می کند ثانیا درست است که سیستان از طغیان و خشکی هیرمند همواره ضرر کرده است ولی هیچگاه ,هیچ چیز جای عواطف و آداب و رسوم سیستانی و فرهنگش را در دل سیستانیها نمی گیرد . در جایی دیگر وقتی سخن از تاریخ می شود اسناد محکمی در باره سکونت سیستانیها از دوره ناصرالدین شاه و 170 سال پیش می دهد ولی هیچگاه به تاریخهایی چون حکومت صفاریان و..... اشاره نمی کند. البته همین که پذیرفته شده که 40 سال نیست و 170 سال پیش هم زابلی ها در گرگان سکونت داشته اند و محلی ای بنام سیستان محله در گرگان و کردکوی فعلی وجود داشته جای شکرگزاری دارد البته در جای جای این مطلب از زابلی و بلوچ به صورت مترادف اسم برده می شود که برای ما معلوم نیست به چه دلیل است ؟! اگر به دلیل تقارب و برادری و ریشه های مشترک فرهنگی و جغرافیایی ست که ما سیستانیها به برادری با برادران بلوچ و ..... افتخار می کنیم ولی اگر اشاره به جمعیت و سایر مولفه های فرهنگ است که مسلما همگان می دانندکه زابلی و بلوچ هریک دارای فرهنگ و آداب و رسوم خود هستند ..
    در جایی دیگر از مطلب به نقل از استاد و مورخ گرگانی گفته می شود:زابلی ها در بدو ورود به گرگان و دشت به دلیل غریب بودن معذوریت هایی داشته اند چون آشنایی نداشتند .....در حالی که اولا خود ایشان قبلا گفته بودندکه سیستانیها از 170 سال قبل در منطقه سکونت داشته اند بنا براین غریبه نبوده اند از سویی دیگر سیستانیها ثابت کرده اند که اهل رفاقت و مدارا و همزیستی با تمام اقوام ومذاهب هستند نمونه اش برادران بلوچ در سیستان و بلوچستان و برادران ترکمن در گلستان از سویی وقتی در گرگان سیستانی محله یکی از محلات گرگان بوده است (جدا از اینکه باید بررسی کرد چه سیاست و دستی در کار بوده که این هویت از گرگان جدا شود؟) پس سیستانی در گرگان غریب نبوده است!
    در بحث تبعات مهاجرت اشاره به جایگاه جنس مذکر در بین سیستانیها می کند که یقینا اینهم دلیل دیگری بر عدم شناخت ایشان از فرهنگ سیستانی است چرا که در بین سیستانی ها دختر و زن دارای ارج و قرب بسیار است به گونه ای که اگر در یک نزاع بزرگ یک زن چادرش را پهن کند در سخترین نبردها ، نزاع خاتمه می یابدو چادر زن میار و پناه محرومین و مظلومین می شود بویژه زنان سالخورده یا بزرگان و سادات که بی بی هستند از سویی سیستانیها حتی در نوروز ؛عمو نوروز ندارند بلکه بی بی نوروز دارند و این هم نشانه دیگری از جایگاه زن در بین سیستانیهاست . تنها زیارتگاه زابل زیارتگاه بی بی دوست است که مردان حق ورود به آن را ندارند و این هم قطعا کم نظیر است حال چطور نگارنده نتیجه گرفته که پسر در بین زابلی ها از دختر بالاتر است در بخشی از این به اصطلاح مقاله ونوشته گویی برخی حسادت ها وسوء برداشت ها ورگه هایی از پان هایی که امروز در گرگان(ولو ناچیز وکم شمارند)به دنبال اهدافی غیر از همدلی وبرادری ومنافع ملی هستند؛ در قالب سوالات رخ نمایی وچشمک زنان برای اهل فن قابل فهم هستند ودر قالب سوال طرح کرده است مثلا سوال می شود که چرا مهاجرت گرگان را هدف گرفته است ؟چرا به سمت دیگری نرفته اند؟ ؟حالا که آمده اند کولی ها و افغانی ها و... بخاطر اینها آمده اند و هرچه ما مشکل داریم پس ........!!
    جدا از اینکه اگر بخشی از مطلب را کنار بنهیم با توجه به تیتیر وسوالات و..از صدر تا ذیل این مطلب توهین وافترا است .به جای اینکه سیستانیها بابت زحمات شبانه روزی در آبادانی منطقه قدردانی شود اینگونه با انتخاب تیتری سخیف انها را آزار داده است
    وقتی از جناب محقق سوال می شود که آیا خشکسالی تنها دلیل مهاجرت سیستانیها بوده است آنقدر آسمان ریسمان می شود که همه چیزرا به قهر طبیعت مرتبط نماید ونقش استعمار خارجی و استبداد داخلی وموضوع موازنه جمعیت وامنیت در منطقه ونقش سیستانیها در امنیت منطقه که دغدغه اصلی حاکمیت وبومیان بود را کاملا منکر شود(اطلاعات کامل درسایت بنیادنیمروز کانون فرهیختگان سیستانی موجود است وهمچنین مقاله ای که روزنامه جام جم دقیقا با موضوع مهاجرت در اذر ماه جاری منتشر کرده است .......)
    درجایی دیگر در مورد دلیل مهاجرت به گرگان وتبعات آن ، جدا از همتراز کردن قشر فرهیخته و ولایت مدار سیستانی با افغان ها و کولی ها {(از نقطه نظر مهاجرت )وگرنه ما به افغان ها وکولی ها نیز همانند سایر انسان ها احترام وارزش قائل هستیم وتنها ملاک برتری را تقوا می دانیم)}که می تواند ریشه تحریکات پان گرگانیسم داشته باشد ، به کلی تمدن و پیشینه تاریخی سیستانیها را از جمله اینکه به گفته تاریخ نویسان ((سیستانیها از اصیل ترین اقوام آریایی هستند )) و نقش آنها در پاسبانی از مرزهای میهن از دیر باز تاکنون به کنار بلکه همین اثرات سیستانیها در توسعه منطقه و مشارکت در ساختن استان ، شهید دادن در کنار سایر اقوام ، دادن مالیات ، مشارکت در چرخه اقتصادی پولی و بانکی استان ، نقش بی بدیل در آموزش و پرورش ، ادارت و.... دهها و صدها متخصص ،پزشک،استاد دانشگاه، مهندس ، معلم، بازاری و... را به کلی نادیده می گیرد و به گونه ای قلم فرسایی می کند که گویی شهر گرگان ، کلان شهریست مثل توکیو و پکن که سیستانیها عامل حاشیه نشینی و زاغه ها شده باشد ! در حالی که اگر منصفانه فکر کنیم سیستانیها به همراه 85 قومیت دیگر رنگین کمانی بوجود آورده اند که امروز آرزوی هر ایرانی سفر به گرگان است.از سوی دیگر درجهت گیری آشکار که خلاف دستورات دین مبین اسلام و منویات مقام معظم رهبری و آینده نگری جامعه اسلامی می باشدبحث ازدیاد نسل و تکثیر جمعیت سیستانیها را بعنوان یک چالش و نشانه ای منفی در نظر گرفته و سرکوفت می زنند که اینها با جمعیت زیادشان ما را دچار مشکل کردند در حالی که بارها نماینده ولی فقیه در گلستان عنوان کرده است که نقش سیستانیها در گلستان بی نظیر است و بر گردن استان حق دارند.
    این محقق کم اطلاع درجایی می گوید: در آنزمان بحث علاقه به تحصیل جایگاهی در بین زابلی ها نداشته است ! در حالی که هم در پیشینه تاریخی نخستین محدثه زن جهان اسلام، شاگرد بلافصل امام جعفر صادق(ع) مهندس احمد سنجری نخستین کسی که قبل از گالیله اعتقاد به چرخش زمین داشت ، نخستین شهریار ایرانی که دستور داد برای ((گ چ پ ژ)) شکل نوشتاری تهیه شود و زبان فارسی را زبان رسمی کشور اعلام کرد ، پایه گذار و مخترع خط معقلی و مادر خطوط عربی و اسلامی دو مهندس یوسف و ابراهیم سیستانی بودند و در همین دوره ای که می فرمایند تحصیل برای زابلی ها مهم نبود هزاران دانشمند سیستانی تقدیم جامعه بشری شدند از کاشف داروی ضد سرطان بنام سیستانین پرفسور شیخ نژاد ، پرفسور سندگل- پرفسور بندانی – دکتر کیخا-پرفسور شهریاری – دکتر ناصری – مهندس سالاری-شیخ حسین اربابی, آیت الله سیستانی – آیت الله مطهری و صدها معلم و مهندس، دکتر و استاد دانشگاه .وحتی نخستین روزنامه استان گلستان بنام نیمروز(گلستان نو) واستادجوادمحمدی خمک(نویسنده برجسته سیستانی... همگی حاصل همین دوره هستند (البته حافظه ایشان یاری نمی کند که در جای دیگر مقاله و مصاحبه افاضه فرموده بود که زابلی ها فرزندان خود را به مدارس استرآباد فرستادند و حتی جایی می گوید که مدارس منطقه گنجایش تعداد فرزندانشان را نداشت ! حال کدام افاظه ایشان را قبول کنیم !؟
    در سوالی پرسیده می شود آیا تمام مهاجرینی که از جنوب شرقی ایران آمدند همگی سیستانی بودند و محقق کم اطلاع در این مورد هم می فرمایید: بله همگی سیستانی بودند ولی در چند خط بالاتر و پائین تر چندین بار از بلوچ که ابتدا پولی نداشتند زمین بخرند و.... سخن می گوید این آشفته گویی ها همگی جای سوال دارد(البته یقین دارم که جناب معطوفی که از مفاخر گلستان وگرگان هستندهدفی نداشته ولی تنظیم مقاله و مصاحبه جهت دارد بوده است *یک نکته هم برای درج در تاریخ باید گفت: خانواده های بسیاری بودند که برای کشاورزی زمین ها به مالکان پول می دادند و در واقع بنوعی سرقفلی کشاورزی در هر مزرعه را نیز می خریدند. و چون فکر ماندن در منطقه را نداشتند اقدام به خرید زمین نمی کردند و از سویی نشان دهنده این موضوع است که افراد تهیدستی نبوده اند بلکه در حین مهاجرت و در حال آوارگی ، دارای مال و پول هم بوده اند چون یا زمین هایشان در سیستان را فروخته بودند یا دامهایشان را که خود سرمایه هنگفتی بوده است . چه بسا خانواده های زابلی که در ازای پول ،زمین کشاورزی را می گرفتند و به صورت سه یک یا 5 و دو کشت می کردند پس نه بی پول بودند و نه بی سواد و نیروی ارزان کار؛ بلکه هم توانمند بوده اند و هم متخصص در امر کشاورزی و عامل آبادانی منطقه بوده اند و ما که فرزندانشان هستیم به این موضوع افتخار می کنیم.
    این نکته را بیشتر به ان لحاظ گفتم که در جایی دیگر نگارنده همشهری گفته بود ((که عباسعلی که سالهاست از زابل آمده و جاخوش کرده و قصد بازگشت هم ندارد اکنون دیگر ان آدم سالهای اول نیست بلکه الان دام و باغ دارد و...)) حال آنکه فقیرترین زابلی در سیستان یک تکه زمین و چند دام برای امرار معاش داشته است و به دلیل طبع بخشنده هیرمند و هامون هیچیک آنگونه فقیر نبوده اند که حالا داشتن یک گاو او را غافلگیر کند. !! حال بعداز این بررسی جستاری وکلی(بنده محمدآذری بعنوان یک همکار مطبوعاتی شما ضمن احترام به خبرنگاران وسردبیران وتحریریه وکارکنان همشهری از سر دلسوزی وهم صنف بودن موارد را فقط بر می شمارم چون اگر بناست نقد شود موارد بیشماری قابل ذکر است ولی در حوصله این مقاله نیست) بپردازیم به بررسی ساختار واز بعد روزنامه نگاری که چه ایراداتی به مقاله مذکور وارد است(ان هم فقط تیتیر وار)
    اشکالات و ایرادهای ساختاری:
    1-ابتدا اینکه در تیتر که نشان دهنده هویت مطلب است کاملا غرض ورزانه و از تیتری حساست برانگیز استفاده شده است و از عنوا ن (سیستانیها زیر پوست شهر گرگان)که در اصطلاح عامیانه از عنوان زیر پوست در مواقعی که بارمنفی مورد نظر است بهره گرفته می شود (حداقل اینکه برای تقدیر وتحسین نیست)و خود نوعی تحقیر در کلام و عنوان می باشد .
    2- در زیر تیتر از عنوان ((10 سال مانده به انقلاب آمدیم اینجا .....)) زیر تیتر که ازارکان خبر است و اهمیتش در اندازه تیتر و سوتیتر است سخن یک پیرمرد ساده روستایی برجسته می شود ولی مطالب برجسته یک تاریخ نگار که 12 کتاب تاریخی نوشته است بعنوا ن تیتر و زیر تیتر استفاده نمی شود؟!(البته اگر صرفا مصاحبه خود پیرمرد سیستانی بود ومصاحبه استادمعطوفی نبود بازهم سخنان دیگری دارای بار خبری بودند که می توانست در زیر تیتیر برجسته شود)
    3- آنچه در لید خبر امده است ، انصافا دارای ارزش خبرنویسی نمی باشد و اینکه ما با یک پیرمرد 88 ساله مصاحبه کنیم و بخواهیم در لید خبر به دنبال محاکمه اش باشیم که استناد تاریخی اش در مورد حضور شوروی در افغانستان درست است یا نه؟کار علمی و ژورنالیستی به حساب نمی آید .
    جدا از اینکه چون مقاله و مطلب مکمل داریم و مصاحبه میدانی فقط برای جذابیت خبر و مطلب یا دلیل درستی یا نادرستی ارائه می شود ، تیتراز لید نه تنها انتخاب نشده است بلکه مخرب و زمینه ساز تحقیر بخشی از جامعه مخاطب رسانه نیز به حساب می آید و برخلاف روح ارزش های خبر میباشد
    4- از همشهریان زابلی ، بلوچ و سیستانی سخن رفته است که نشان دهنده سطح پایین معلومات نگارنده است چون زابلی همان سیستانی است و....
    5- در جایی از هامون بعنوان رود نامبرده شده است در حالی که هامون دریاچه است و به دلیل تقدس و اهمیتش نزد مسیحیت – زرتشت و مسلمانان کمتر کسی است که این موضوع را نداند .
    6- در مقدمه و لید مطلب علی رغم اینکه در مصاحبه اسناد تاریخی ذکر شده است که سیستانیها از 170 سال پیش در منطقه سکونت داشته اند ولی مقدمه چینی می شود که تاریخ مهاجرت سیستانیها به 40 سال پیش برگردد.
    7- عنوان می شود که هیرمند به تدریج خشک شد در حالی که هیرمند کم آب شده است ولی اکنون نیز خشک نمی باشد .
    8- در مقدمه صحبت از ایالت سیستان می کند در حالی که سیستان در سالهای 1335 تا 1340 شمسی ایالت نبوده است
    9- در جایی گفته می شود متاسفانه بعلت اینکه دشت سیستان فاقد منابع آب زیرزمینی بوده و تنها منبع تامین آب ،سطحی و زیر سطحی است !! بنده هرچه خواندم متوجه منظور نگارنده نشدم .
    10-صحبت از مهاجرت سیستانیها به افغانستان می کند!! در حالی که کاملا عکس بوده است حتی در زمان تقسیم سیستان توسط استعمار ، تعداد کثیری از سیستانیها که در آن طرف مرز مانده بودند حاضر شدند خانه و کاشانه و تمام دارایی خود را ترک و با دست خالی بیایند زیر پرچم ایران زندگی کنند .(اطلاعات تکمیلی در بنیاد نیمروز )
    11- عدم توجه به رسالت خطیر خبرنگاری و ژورنالیستی :جایی پیرمرد صحبت از کوره ملی می کند . مگر ما کوره آجرپزی ملی و غیر ملی داریم ؟منظورشان قطعا کوره های هوفمن یاکوره هایی که میل دارند بوده ولی هرچه این پیرمرد گفته عینا منتقل شده است .
    12-در خصوص ترسیم فضای کوی عرفان هم که کذب گفته شده است مثلا نداشتن گاز – خاکی بودن کوچه ها و خانه های کاه گلی و... در حالی که چنین نیست و موضوع مواد مخدر که خود دردی است دردناک بر روی حافظه جوانان کوی عرفان که جای بررسی دارد .وجوانان ورزشکار ومذهبی کوی عرفان به شدت از طرح این موضوع دلخور هستند
    13-عنوان اینکه( نماینده فعلی گرگان یک زابلی است ))!! در حالی که چنین نیست و این موضوع کذب است .
    14- مهاجرت از سیستان به گلستان :گفته شده است((در حال حاضر بخش قابل توجه ای از زمین های کشاورزی در دست هموطنان بلوچ .... ((خودتان قضاوت کنید موضوع سیستانیها هستند یا برادران بلوچ))
    15- در جایی از قول استاد معطوفی نام اقوامی که وارد گلستان شده اند را بر می شمارد که از چند منظر ایراد دارد اولا: آنها که اسم برده شده است در اصل ,یا طایفه هستند یا تیره ای از یک طایفه و کل آنها در چهارچوب یک قوم بنام سیستانی تعریف می شود (البته اینکه سیستانی یک قوم هست یا .... جای بحث دارد)) اطلاعات طوایف سیستانی در سایت نیمروز آنلاین دات ای آر وابسته به بنیاد نیمروز کانون فرهیختگان سیستانی امده است ثانیانام بسیاری از طوایف که در زمره نخستین مهاجرین به گرگان ودشت بوده اند و در همین قلعه محمود گرگان ساکن شده اند ذکر نشده است که خود باعث تبعات آتی خواهد بود که اگر نگوییم غرض ورزانه بلکه از روی ساده انگاشتن موضوع بوده است وجای بحث وبررسی دارد
    16- در خصوص نامگذاری طوایف سیستانی : گفته شده (بدلیل تعلقات ایلی نام طایفه خود را بعنوان فامیلی انتخاب کرده اند ))در حالی که نام طوایف زابلی یا براساس نوع شغل و پیشه ،نام محلی که سکونت داشته اند یا ... تعیین می شده است (کتاب زادسروان سیستان)
    17- در خصوص مذهب مهاجرین گقته شده است که سیستانیها اکثرا سنی مذهب هستند و در بین آنها شیعه نیز وجود دارد در حالی که کاملا برعکس گفته شده است ,سیستانیها اکثرا شیعه هستند وبرادران بلوچ سنی مذهب نیز در سیستان بود وباش برادرانه وهمدلانه دارند
    18- وقتی مصاحبه یک پیرمرد است چرا از عکس یک بانو استفاده شده است آن هم بانویی که معلوم نیست متعلق به چه قومیتی است ؟انهمه عکس از بانوان رشید وکدبانوی سیستانی در فضای وب موجود است که دارای پوشش سنتی سیستانی نیز هستند چرا استفاده نشده است؟!این موارد که به صورت جستاری عنوان شد در کنار اشکالات فنی به لحاظ رنگ بندی و استفاده از ترام مشکی و قلم سفید با فونت متعارف و ... که خواندن را برای خواننده مشکل کرده است و عدم انسجام در بین مصاحبه و تحلیل و محتوای صفحه و.... همگی نشان از آن دارد که کاری بسیار ضعیف با رویکری خاص بوده است که باید مواظب بود دیگر تکرار نگردد چرا که برای روزنامه ی وزین همشهری که همه ایرانیان فکر می کنند همشهری خودشان است پسندیده نیست . بنده محمدآذری بعنوان یک معلم سیستانی ضمن احترام به کارکنان وخبرنگاران وتحریریه وکلیه دلسوزان روزنامه وزین همشهری یقین دارم که این دیدگاه همشهری نیست وانتظار دارم که هر وقت قرار است درباره سیستان مطلبی درج شود بهتر است با یک محقق ومولف مثل استادجواد محمدی خمک,استادعمرانی,استاد خسروی؛رئیس الذاکرین و...ولو تلفنی مشورت شود. در پایان از حوصله شما خواننده گرانمی سپاسگزارم وعاجزانه از همگی می خواهم که به هم عشق بورزیم ودست در دست هم به دنبال همدلی ومنافع ملی باشیم وبدانیم امروز بهترین هدیه نوروزی به همدیگر این است که به فرهنگ واداب ورسوم خود پای بند باشیم وبه اداب ورسوم دیگر اقوام نیز احترام بگذاریم.ما بعنوان جامعه سیستانی به همه ی شما عزیزان عشق می ورزیم وبرایتان بهترین ها را ارزومندیم ((محمدآذری از فرهنگی بنیادنیمروز))

    یادش بخیر این صحنه های توتن سواری در دریاچه مقدس هامون


    سیستونی مشمه وه جز خودخا کسِِِ ره نداره/دس خه بل در دس مه نو بگک یا علی

  4. #284
    کاربر ســایت مدال ها:
    Master Tagger

    تاریخ عضویت
    ۹۱-دی-۲۵
    نوشته ها
    2,085
    امتیاز
    18,642
    سطح
    86
    Points: 18,642, Level: 86
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry10000 Experience PointsVeteran
    نوشته های وبلاگ
    26
    سپاس ها
    5,762
    سپاس شده 4,124 در 1,467 پست
    آیین افتتاح مرکز تخصصی صنایع دستی اقوام(سیستانی) در شهر گرگان برگزار شد




    برای مشاهده تصاویر بصورت اسلایدر، روی یکی از تصاویر کلیک کرده و دکمه Space یا فاصله را از روی کیبرد بفشارید.
    آیین افتتاح مرکز تخصصی صنایع دستی اقوام(سیستانی) شهرستان گرگان برگزار شد . این مرکز صبح امروز با حضور "دکتربهمن نامورمطلق"معاون صتایع دستی و هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری ،"مهندس ابراهیم دشتیان"معاون برنامه ریزی و امور عمرانی فرمانداری گرگان ،"ابراهیم کریمی"مدیر کل میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری گلستان در شهر گرگان،شهرک جامی -جامی 5-عنصری 11به بهره برداری رسید. لازم بذکر است در این مرکز کلیه هنرهای دستی سیستانی ها از جمله سورن دوزی،سفالگری و... تولید و عرضه می گردد.


    بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید .
    پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .







    • نویسنده : گرگان
    • بازدید : 554
    • نظرات : 0
    • کد خبر : 1589



    مطالب مشابه :



    نظرات این مطلب :

    - - - Updated - - -





    اعضای هیئت امنا و معتمدین حسینیه سیستانی های با سرپرست فرمانداری شهرستان گرگان دیدار و گفتگو کردند .

    یادش بخیر این صحنه های توتن سواری در دریاچه مقدس هامون


    سیستونی مشمه وه جز خودخا کسِِِ ره نداره/دس خه بل در دس مه نو بگک یا علی

  5. #285
    کاربر ســایت مدال ها:
    Master Tagger

    تاریخ عضویت
    ۹۱-دی-۲۵
    نوشته ها
    2,085
    امتیاز
    18,642
    سطح
    86
    Points: 18,642, Level: 86
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry10000 Experience PointsVeteran
    نوشته های وبلاگ
    26
    سپاس ها
    5,762
    سپاس شده 4,124 در 1,467 پست
    فیلم هایی از عملکرد بنیادنیمروزسیستانیها در آپاراتhttps://www.aparat.com/myvideos

    - - - Updated - - -

    ه همت بنیاد نیمروز و حسینیه سیستانیهای گرگان برگزار شدگرامیداشت روز خبرنگار و تجلیل از خبرنگاران استان


    تاریخ انتشار : 26 مرداد 1397
    موضوع نوشته : فرهنگی هنری, اخبار برگزیده

    نویسنده : nimrooz

    تعداد بازدید : 518

    کد خبر : 1039





    مطالب مشابه مطلب فوق




    بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت

    یادش بخیر این صحنه های توتن سواری در دریاچه مقدس هامون


    سیستونی مشمه وه جز خودخا کسِِِ ره نداره/دس خه بل در دس مه نو بگک یا علی

  6. #286
    کاربر ســایت مدال ها:
    Master Tagger

    تاریخ عضویت
    ۹۱-دی-۲۵
    نوشته ها
    2,085
    امتیاز
    18,642
    سطح
    86
    Points: 18,642, Level: 86
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry10000 Experience PointsVeteran
    نوشته های وبلاگ
    26
    سپاس ها
    5,762
    سپاس شده 4,124 در 1,467 پست



    • سه*شنبه / ۸ آبان ۱۳۹۷ / ۰۵:۴۴
    • دسته*بندی: فرهنگ عمومی
    • کد خبر: 97080703731
    • خبرنگار : 71503
    • چاپ



    عزاداری به شیوه سیستانی*های ساکن شمال

    یک پژوهشگر فرهنگ عامه معتقد است: سیستانی*ها نخستین خون*خواهان امام حسین(ع) و یاران با وفایش هستند. نیاکان آنها حتی به قیمت تراشیده شدن سر زنانشان حاضر نشدند در بدترین شرایط که به دستور بنی امیه به خاندان پیامبر(ص) و مولای متقیان حضرت علی(ع) دشنام داده می*شد، این ننگ را بپذیرند.
    به گزارش ایسنا، محمد آذری با بیان اینکه سیستانی*های گلستان برای ماه محرم ارزش خاصی قائل هستند و آداب و رسوم ویژه*ای هم دارند، بیان کرد: سیستانی*ها با نصب پرچم*های سیاه و علم*های ویژه عزاداری در مساجد، حسینیه*ها، تکایا و سردر ادارات دولتی و محل*های کسب و کار، تشکیل دسته*های عزاداری و برگزاری آیین*های سوگواری در حسینیه*ها و مساجد عزاداری می*کنند. این نمادها در مجاورت با رنگ، آهنگ، شعر و حتی نقاشی و پرده*ها ظهور می*کنند و بعضی از این نمادها به مرور زمان از قالب نمادین خارج و در قالب یک رسم و یک باور می*نشیند.
    مدیر بنیاد نیمروزسیستانی*ها اضافه کرد: «نخل گردانی، طبق کشی، تشت گذاری، دسته*های شاخسی واخسی، زارخاک، گِل مالی، بیل زنی و...» تنها مشتی از خروارها، جلوه*ها و مراسم*های عزاداری است که مردم شهرهای مختلف ایران در روزها و شب*های عزای سید و سالار شهیدان انجام می*دهند. محرم و عاشورا در فرهنگ مذهبی شیعیان همواره جایگاه خاص و برجسته*ای دارد و زمینه ساز مجموعه*ای از سنت*ها و مراسم*هایی است که در طول تاریخ به عنوان میراثی معنوی نسل به نسل و سینه به سینه به دیگران منتقل می*شود و این* موارد تنها گوشه*ای از آداب و رسومی است که مردم اقلیم*های مختلف در شهرهایشان برگزار می*کنند.
    آذری بیان کرد: در روزهای پایانی صفر به ویژه ایام نزدیک به اربعین، سالارشهیدان با ورود دسته «چاووش عزا» به بازار شهر وروستاها مردم و کسبه از فرا رسیدن دسته*های عزاداری و برپایی مجلس عزا وشبیه خوانی و ... مطلع می*شوند. بیشتراعضای این دسته مداحان اهل بیت(ع) هستند که هر کدام در مسیر، اشعاری را در رثای امام حسین (ع) و واقعه کربلا می*خوانند. با نگاهی به تاریخ عزاداری سنتی در بین سیستانی*ها درهرکجا به برخی آیین*های سنتی ازجمله شووی گردانی یا شبیه خوانی (نوعی تعزیه) و حمل خیمه*گاه حسینی و شهدای کربلا بر می*خوریم که در زمان*های دور مرسوم بوده و در زمان حاضر نیز با برپا کردن تکیه*ها آیین*های تعزیه رونق بیشتری گرفته است.
    او درباره فرهنگ وتمدن کهن و رسوم معاصر سیستانی*ها و تاثیرآن پیشینه درزندگی روزمره وعزاداری سیستانی*های گلستان ومازندران توضیح داد: سیستان، خاستگاه نخستین تمدن*های پیشرفته بشری و کانون اجتماعات شهرنشینی است، شهر سوخته با پنج هزار سال دیرینگی، بهترین مرکز شهرنشینی در عصر مفرغ و ترکیب زیبایی از خلاقیت، فراست صنعت و فرهنگ گذشته، دهانه غلامان(دروازه بردگان) نمونه معماری موفق یک شهر هخامنشی، کوه خواجه، دژ سنگی و استوار دوران اشکانی- ساسانی است و هنر و تمدن فرهنگ ایران باستان، زبان تصویر گویای هزاره*های تاریخ است، زادگاه آسیاب*های بادی جهان و سهم ایران در شکل گیری زوایای تمدن است.
    مدیرمسول روزنامه گلستان نو با بیان اینکه سیستان مهد رادمردی در اساطیر پهلوانی پیشینیان است و مورخان بنای آن را به ۵۰۰۰ سال قبل از بعثت پیامبر و به دست گرشاسب نوشته*اند، اضافه کرد: بزرگترین افتخار مردم سیستان از آغاز پادشاهی گرشاسب تا طلوع دین احمدی این است که نام آن دارالولایه بوده است. سیستان انبار غله آسیا و به لحاظ اقتصادی از کانون*های اصلی ایران بوده است. سیستان انبار غله آسیا و به لحاظ اقتصادی از کانون*های اصلی ایران بوده وهمه این موارد در سادگی وعمق عزاداری وهمچنین داد و دهش در اطعام واکرام عزاداران وهیات*های عزاداری وشکوه مجالس عزا وحجم جمعیت و...نیز به خوبی خود را نشان می دهد.
    آذری بیان کرد: عزاداری و گریه برای امام حسین(ع)، نوحه*خوانی و مرثیه*خوانی، سینه*زنی، برپایی مجالس در تکیه*ها، حسینیه*ها، خانه*ها و مساجد، تشکیل هیئت*ها در ایام محرم، نذر و احسان و صدقه و اطعام مردم برای سیدالشهدا، سقایی، چای، آب و شربت دادن به مردم، ساختن حسینیه و تکیه، یاد حسین(ع) هنگام نوشیدن آب، پوشیدن لباس سیاه، سیاه پوش کردن اماکن و گذرگاه*ها و مساجد و حسینیه*ها، راه انداختن دسته*های عزاداری در خیابان*ها، برپایی مراسم شام غریبان، برگزاری مجالس مقتل*خوانی و زیارت عاشورا، نذر برای آوردن کودکان خردسال به یاد علی*اصغر(ع) در دسته*های عزاداری، علامت*ها و نخل*ها، پختن آش نذری و سفره انداختن و اطعام عزاداران، زیارت رفتن، گرامیداشت اربعین امام حسین(ع)، سر برهنه و پای برهنه بودن در عزای حسینی به ویژه عاشورا و اربعین در بین سیستانی*های گلستان دراوج سادگی ودلدادگی وعشق وبا دل وجان تجلی وبروز دارد.
    او با بیان اینکه علاوه بر تعزیه که در هر روز به یکی از یاران سالار شهیدان وشهدای مظلوم کربلا اختصاص دارد از گذشته*های دور هر یک از روزهای دهه نخست ماه محرم را نیز به نام و یاد اهل بیت و یاران امام حسین (ع) را گرامی داشته و می دارند، افزود: برای مثال روز چهارم محرم به عزاداری حُر نام گذاری شده، روز پنجم به نام فرزندان حضرت زینب (س)، روزهای ششم تا هشتم به یاد حضرت قاسم و حضرت علی اکبر(ع)، نهم به نام حضرت ابوالفضل و دهم به نام و یاد سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عزاداری می*شود که در ایام پایانی ماه صفر به ویژه بین چهل وچهل وهشتم (شهادت امام رضا(ع) و پیامبر مهربانی*ها (ص) نیزاین تعزیه و شووی گردانی وشبیه خوانی اجرا می*شود.
    این پژوهشگر گفت: در شب نخست ماه محرم مراسم مشعل، چراغ یا گلدسته روشن می*شود و حسینیان به نماد آغاز قیام امام حسین (ع) این گلدسته*ها را در سطح روستا می*گردانند. درایام شهادت ائمه بزرگوار به ویژه ایام اربعین وروزهای پایانی صفر نیزاین فانوس*های روشن وگلدسته*های نورانی زینت بخش هیات*ها ومجالس عزا ودسته روی*های ایام اربعین در بین سیستانی*ها است.
    مدیربنیاد نیمروز سیستانی*ها درباره نقش زنان سیستانی در مراسم عزاداری شان نیز اظهار کرد: شیر زنان سیستانی نیز مثل مردان در این ماه به عزاداری و سوگ سالار شهیدان و بی بی زینب (س) می*نشینند، زنان سیستانی با خواندن رُوایی (رباعی) و نوحه درطول این دوماه عزاداری می*کنند و از جمله آداب و رسوم مرسوم این زنان روضه خوانی، ذکر مصائب و عزاداری برای اهل بیت(ع) است.
    پژوهشگر فرهنگ عامه سیستانی*ها به نقل ازبزرگمرد تاریخ وفرهنگ سیستان استاد خسروی بیان کرد: پس از پایان عاشورا، روضه خوانی و عزاداری زنان در منازل به صورت پنج روزه (پنج تن) و ۱۰ روزه (دوپنج تن) ادامه پیدا می*کند و در روز پایانی که ختم روضه نام دارد با پخش نذورات از مهمانان خود پذیرایی می*کنند، این نوع عزادارای*ها تا پایان روز چهل و هشتم (ماه محرم و صفر) در منازل مختلف برگزار می شود.
    آذری افزود: از دیگر رسوم رایج بین زنان سیستانی در ایام عزاداری به ویژه تاسوعا و عاشورا روشن نکردن تنور وپرهیز ازپخت وپز کردن واجتناب جدی از افروختن تنور است. همان گونه که مردان سیستانی در روزتاسوعا وعاشورا دست از امور مادی وحتی امور کشت وزرع می کشند، زنان مومن سیستانی نیز در این ایام خانه را جارو نمی*کنند، نان نمی*پزند، غذای لذیذ درست نمی*کنند، به خرید یا سر زمین کشاورزی نمی*روند، مراقب هدر رفت آب هستند، اصلاح نمی*کنند، محصولات دامی چون روغن زرد، کشک، قروت و کارهایی چون قالی بافی و حصیر بافی را کنار می*گذارند و مثل فردی که عزیز خود را از دست داده، در این ایام ماتم و عزاداری می*کنند.
    او با بیان اینکه این رسوم نیاکان هنوز دربین سیستانی*های گلستان مانند سایر جاهایی که سیستانی*ها بود و باش دارند رایج است، درباره نقش چاووشی خوانان درمراسم عزاداری سیستانی*های گلستان ومازندران نیز گفت: مراسم پیاده روی اربعین دربین سیستانی*ها ریشه در پیشین دارد آنجا که نیاکانمان نذر می*کردند که با پای پیاده به زیارت قبور ائمه (ع) ازجمله مشهد مقدس، کربلا، نجف اشرف وهمچنین مکه ومدینه بروند و در این مسیرچه بسیار افرادی که جانشان را فدا می*کردند. چاووشی خوانان یا همون «چه وه شی» نیز از مراسم ونمادهایی هست که در ابتدا وانتهای این سفر معنوی و انسان ساز اجرا می*شده است.
    این پژوهشگر فرهنگ عامه بیان کرد: چاووشی دربین سیستانی*ها یک فراخوان هم هست. زمانی که قرار است در مسجد نوحه خوانی وسینه زنی اجرا شود، عزاداران با نوای «چه وه شی خوان» ازهرگوشه*ی آبادی وروستا و ...عزاداران به سمت مرکز مسجد و تکیه آمده ومراسم عزا را شروع می*کنند. به قول سیستانی*ها «چه وه شی خو» یا چاووشی خوان است که با نوای دلنشین*اش مردم را برای وداع و در زمان بازگشت برای خوش آمد به زائر فرا می*خواند.
    او با بیان اینکه این رسم نیز درحال گسترش در بین سیستانی*های گلستان است، اعلام کرد: «چه وشی» یا چاووشی در مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) یکی از اصول اصلی عزاداری سیستانی*ها بوده وهست، به گونه*ای که در ابتدای هر مجلس ابتدا یکی از معتمدین خوش صدا با خواندن اشعاری حزن انگیز درباره حادثه کربلا همگان را به تشکیل صف*های سینه زنی و زنجیرزنی دعوت می*کند.
    آذری گفت: چاووشی در عزاداری محرم و با توجه به نوع ابیات، اشعار، شیوه خواندن و نقش آن در جمع کردن مردم نوعی فراخوان است. فراخوان*های متعددی که سیستانی*ها در برگزاری مجلس عزای امام حسین(ع) دارند در چند مرحله شکل می*گیرد که یکی قبل ازآمدن محرم با سیاه پوش کردن مساجد ومحل*ها و دیگری قبل از نوحه خوانی است. حتی در زمان رفتن به زیارت نیز این چه وشی*ها استمرار پیدا کرده است.

    یادش بخیر این صحنه های توتن سواری در دریاچه مقدس هامون


    سیستونی مشمه وه جز خودخا کسِِِ ره نداره/دس خه بل در دس مه نو بگک یا علی

  7. #287
    کاربر ســایت مدال ها:
    Master Tagger

    تاریخ عضویت
    ۹۱-دی-۲۵
    نوشته ها
    2,085
    امتیاز
    18,642
    سطح
    86
    Points: 18,642, Level: 86
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry10000 Experience PointsVeteran
    نوشته های وبلاگ
    26
    سپاس ها
    5,762
    سپاس شده 4,124 در 1,467 پست
    آیین های عزاداری استان گلستان در ماه محرم؛
    از سینه زنی کمربه کمر رامیانی*ها تا عرض ارادت سیستانی*ها به امام حسین(ع)

    یکی از جاذبه های استان گلستان حضور اقوامی است که در عین تفاوت های فرهنگی و نژادی به صورت مسالمت آمیز کنار هم زندگی می کنند.

    به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از گرگان،حضور اقوام مختلف از جاذبه های استان گلستان است که در عین تفاوت های فرهنگی و نژادی به صورت مسالمت آمیز کنار هم زندگی می کنند و اوج جذابیت زمانی ست که همه قوم*ها در عین تفاوت به خاطر اشتراک عقیدتی یک کار واحد، اما به شیوه فرهنگی خود انجام می*دهند.

    این روز*ها که در ایام عزاداری امام حسین (ع) هستیم، همه اقوام به شیوه خود مشغول عزاداری سالار شهیدان هستند.
    روزه و صدقه ترکمن*ها

    خانم مینا از قوم ترکمن در گفت و گو با خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از گرگان، آداب عزاداری شان در ماه محرم را اینطور معرفی کرد: روز اول محرم روزه می*گیریم و ثواب آن را به امام حسین(ع) هدیه می*کنیم و از روز اول تا دهم محرم نذری می*دهیم، روز دهم بزرگتر هر فامیل نذری می*دهد، کوچکتر*ها تا قبل این روز نذری*های خود را ادا می*کنند تا روز دهم منزل بزرگ خود باشند و در برپایی مراسم کمک کنند.

    او افزود: یکی از غذا*های رایج در نذری*ها آش رشته محلی مان است و در روز عاشورا و تاسوعا طعام می*دهیم که به آنان صدقه گفته می*شود.

    شنستکا، چاوشی، بلغور حسین و ساقی گری؛شیوه عرض ارادت سیستانی*ها

    محمد آذری که از فعالین حسینیه سیستانی*ها گرگان است در گفت و گو با خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از گرگان، می*گوید: قبل از محرم یک آدم خوش صدا در کوچه*ها می*چرخد و چاوشی می*کند و اشعاری می*گوید که ترجیع بند آن یا حسین(ع) است.

    مردم با شنیدن آن به کوچه آمده و با گفتن جواب اشعار که یا حسین(ع) است به سمت میدان شهر حرکت می*کنند.

    وی ادامه داد: رسم دیگر ما سیاه پوش کردن و پوشیدن رخت ماتم خردسالان قوم است که ۵-۶ نفر از ریش سفیدان، جمع می*شوند و بر تن شان لباس عزا می*کنند.


    آذری افزود: افرادی که سادات هستند و جایگاه دینی بالایی دارند به خانه بزرگان قوم که دارای علم بوده اند می روند و به اتفاق اهل آن خانه علم را سیاه پوش کرده و همراه با نوحه خوانی ومراسمات ویژه به مسجد و حسینه محل می*برند.

    همچنین قبل از شروع عزاداری مردان و زنان سیستانی قرآن می*خوانند و ثواب آن را به شهدای کربلا هدیه می*کنند.

    آذری درباره سینه زنی "شنستکا " گفت: این سینه زنی مرسوم ماست و به این شکل است که افراد روی زمین رو به روی هم نشسته اند و ۳ بار روی زمین می*کوبند که " زمین تو شاهد باش ما عزادار حسینیم" بعد بلند می*شوند و با شدت سینه زنی می*کنند نوحه خوانی این قسمت هم دو ویژگی برجسته دارد که اشعارش بحر طویل و اشاره به شجاعت و شهامت اهل بیت می*کند.

    آذری پیرامون شیوه اطعام دهی این قوم گفت: افراد یک طایفه روی هم پول می*گذارند و یک شب را مشخص می*کنند واطعام می*دهند که در این اوضاع اقتصادی این همیاری ستودنی است و نوعی حلیم که بلغور امام حسین(ع) نامیده می*شود در تاسوعا و عاشورا پخت می*شود.
    دسته چوبی گرگانی*ها

    غلامرضا خارکوهی، محقق گلستانی در در گفت و گو با خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از گرگان، درباره شیوه*های عزاداری اقوام گلستانی گفت: در گرگان یکی از سنت*های رایج و قدیمی آئین دسته چوبی است، بعد از دهه اول و شهادت امام حسین(ع) در تکیه محلی میخچه گران گرگان اجرا می*شود ونمادی از خونخواهی امام حسین(ع) است.


    طی این مراسم چوب*هایی را جوانان به طول یک متر به دست می*گیرند و با روشن کردن مشعل نفتی در محله*های قدیمی حرکت می*کنند و چوب*ها را در هوا تکان می*دهند این مراسم در میراث فرهنگی ملی به ثبت رسیده است.


    او افزود: علم گردانی، سینه زنی، زنجیرزنی، دادن نذورات، مراسم شیرخوارگان، طوق بندان، سیاه پوش کردن اماکن مذهبی، وقف کردن اراضی وساختمان ها، ذوالجناح، و سفر کربلا، تعزیه خوانی، زیارت عاشورا خوانی و خیمه سوزان، خطابه ومنبر پهن کردن سفره حضرت رقیه و حضرت ابوالفضل از دیگر سنت*های مردم گرگان است، برخی الان متاسفانه کم رنگ شده اند.

    سینه زنی کمربه کمر رامیانی*ها

    او ادامه داد: شیوه عزاداری متداول مردم رامیان هم سینه زنی کمربه کمر است که با سبک و ریتم خاصی به صورت دایره وار کنار هم صف می*بندند و با دست چپ کمر هم را می*گیرند و با دست راست سینه می*زنند و کمر خم می*کنند و با پای راست حرکت می*کنند و در حین حرکت نوحه خوان می*خواند وسینه زنان جواب می*دهند وسینه می*زنند.

    در علی آباد هم شبیه این مراسم داریم با نام سرپا سینه که، محدودتر از مراسم کمر به کمر رامیان است.
    صبح رو سیاه

    یکی از آئین*های قدیمی مردم استان گلستان که در روستا*های علی آبادکتول هنوز زنده است آیین صبح روسیاه است که بعد از نماز صبح روز عاشورا و قبل از طلوع آفتاب مردم شروع به نوحه خوانی می*کنند و تا طلوع آفتاب ادامه پیدا می*کند.

    بعد از آن عزاداران به حسینیه و مساجد محل رفته و بعد از صرف صبحانه، مراسم ظهر روز عاشورا را آغاز می*کنند و مرثیه معروف این مراسم شماتت خورشید است که چرا طلوع می*کنی در حالی که قرار است امام حسین (ع) و یارانش شهید شوند.*



    یادش بخیر این صحنه های توتن سواری در دریاچه مقدس هامون


    سیستونی مشمه وه جز خودخا کسِِِ ره نداره/دس خه بل در دس مه نو بگک یا علی

صفحه 29 از 29 نخستنخست 1234567891011121314151617181920212223242526272829

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۲۲ فروردین ۹۷, ۱۶:۲۱
  2. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه ۰۱ آذر ۹۳, ۰۰:۵۳
  3. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۹۳, ۲۲:۵۱
  4. پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: شنبه ۲۱ بهمن ۹۱, ۱۵:۰۹
  5. عکس جشنواره صدای عشایر وحضور بنیادنیمروز,غرفه بنیادنیمروز در نمایشگاه بین المللی تهران
    توسط سیستانیان در انجمن ستاد برگزاری جشنواره ها((کارگروه جشنواره وهمایش ها))
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه ۱۹ بهمن ۹۱, ۲۰:۴۸

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •