گویش و زبان سیستانی آکنده از الفاظی است که گاه برای ترجمه فارسی یک کلمه آن حداقل یک صفحه توضیح لازم می آید. چه بسا کلمات یا جملاتی که برگرداندن آن بفارسی مصطلح ضمن آنکه بسختی امکان پذیر است مفهوم و معنی واقعی خود را از دست میدهد. در عین حال این لهجه سرشار از کلمات مترادفی است که صرف نظر از آنکه این زبان را مستغنی می سازد بشیرینی نیز می افزاید.چنانجه مثلا قوپ ، موشت ، موشتار ، قاموشت ، ( به معنی مشت کوبیدن ) همه مترادف اند. و یا کلمات لپ ، لودس ،لیسک ، موشت ، گیرک ، چنگ ؛ اگر چه مترادف کامل نیستند در بسیاری از موارد به یک مفهوم به کار می روند. از خصایص این زبان محلی اینکه : اولا :حرف اول بیشتر کلمات دارای سکون است حتی کلماتی چون ( ایستادم ) که با الف شروع می شود به شکل (ستادا) در می آید. ثانیا : بسیاری از کلمات به همان گونه قدیمی تلفظ می شود مانند اشنیدا (به معنی شنیده ام) همین کلمه در لهجه شیب آبی سیستان (اشنیدی) تلفظ می شود که بسی قابل تعمق است و آدمی را به این فکر وامیدارد که از خود بپرسد چرا در لهجه شیب آبی سیستان افعالی که بکار برده می شود با سنک ، افعال مندرج در متن های قدیم شباهت دارد.